يكي از نكاتي كه كارآفرين ها بايد جداً مورد توجه قرار دهند اين است كه هر ايده تجاري ظاهراً جذاب لزوماً به كسب و كاري موفق و پايا تبديل نخواهد شد. به همين دليل لازم است قبل از اقدام براي تاسيس يك شركت با سرمايه اي كه به زحمت جمع كرده ايد پرسش هاي زير را از خود بپرسيد و دقت كنيد پاسخي واقع بينانه به آن ها بدهيد. گاه اشتياق به كار مستقل اقتصادي افراد را نسبت به ضروريات اوليه يك كسب و كار سودده غافل مي كند. در مقاله حاضر به شش پرسشي كه در همين زمينه مطرح است اشاره مي شود:
1- آيا ايده تجاري شما واقعاً يك ارزش را به مشتري ارايه مي كند؟
اين پرسش را از ابتدا تا آخرين روزي كه قصد داريد به كسب و كار مستقل ادامه دهيد بايد از خود بپرسيد. ايده هاي بزرگ تنها هنگامي به ايده هاي موفق تجاري تبديل مي شوند كه بتوانيد مشتري را به خريد كالا يا خدمت تان با قيمتي بالاتر از هزينه اي كه داشته اند متقاعد كنيد. صرفاً به اين دليل كه شما فكر مي كنيد ايده اي جذاب داريد به اين معنا نيست كه ديگران نيز چنين تصوري دارند و حاضرند محصولات و كالاهاي شما را خريداري كنند. آنچه شما عرضه مي كنيد بايد نيازي واقعي و مبرم را از مشتري ها برطرف كند. گاه مشتري حاضر به خريد هست اما تمايلي ندارد قيمتي را بپردازد كه براي تامين هزينه هاي شما كافي است. براي روشن شدن موضوع براي خودتان حتماً لازم نيست يك برنامه تجاري 100 صفحه اي تدوين كرده باشيد. بايد بتوانيد در چند جمله علت نياز مشتري ها به كالا يا خدمات را توضيح دهيد. اگر شما نتوانيد ثابت كنيد ايده اي كه داريد واقعاً ارزش آفرين است، مشتري ها هم نخواهند توانست.نكته ديگر اين كه درباره نو بودن ايده تجاري خود اغراق نكنيد.
توبي استوارت استاد مديريت كارآفريني دانشكده تجاري هاروارد معتقد است اگر شما به اين ايده دست يافته ايد اين احتمال وجود دارد كه فرد ديگري هم به آن رسيده باشد.
2- آيا بازاري به اندازه كافي بزرگ براي محصولات شما وجود دارد؟
كافي نيست كه تعداد محدودي مشتري مايل به خريد كالاي شما باشند. شما بايد تعدادي بيش از حد كافي مشتري براي محصول كسب و كار خود بيابيد. در حقيقت محصول شما بايد چنين خاصيتي داشته باشد يعني نياز مشتري به آن نه تنها تكرار شونده باشد بلكه تعداد بيش از حد كافي محصول شما را بخرند زيرا در هر كسب و كاري افت و خيزهايي پديد مي آيد. ساختار كسب سود شركت بايد طوري باشد كه بخشي از آن پس انداز شود تا در مواقع ركود مشكلي براي شما در تامين هزينه هاي شركت پديد نيايد. سرمايه گذاران حرفه اي به ويژه به اين سوال علاقه مند هستند. آن ها مايل نيستند سرمايه راه اندازي كسب و كاري را تامين كنند كه پتانسيل رشد آن محدود است. نكته بسيار مهم ديگر اين كه به عنوان يك كارآفرين هرگز روي خلق يك بازار از نقطه صفر حساب نكنيد. بهتر است در بازارهايي كه اكنون وجود دارد به توليد محصول بپردازيد شايد علت آن كه بازاري تاكنون وجود نداشته اين باشد كه نيازي به كالايي خاص نبوده است. اين جملات به معناي كم اهميت بودن نوآوري نيست. شما بايد نوآوري را در بازاري كه اكنون وجود دارد به خرج دهيد تا سهم بزرگي از بازار موجود را به تملك خود درآوريد.
3-آيا قادريد هزينه هاي توسعه كسب و كار را تامين كنيد؟
قبل از آن كه بتوانيد بر بازار سلطه پيدا كرده و سهم خود را در آن به حداكثر 25 تا 40درصدي برسانيد بايد قادر باشيد هزينه هاي توسعه كسب و كار خود را تامين كنيد. اكثر شركت ها و كسب و كارهايي كه كوچك مي مانند و در نهايت از دور خارج مي شوند در تامين سرمايه ضروري براي توسعه ناتوان بوده اند. چارلز هالووي مدير مركزمطالعات كارآفريني دانشكده تجاري دانشگاه استنفورد مي گويد: «اگر نمي توانيد سرمايه گذاران را به سرمايه گذاري در كسب و كار خود متقاعد كنيد، در سودده بودن ايده تجاري تان ترديد كنيد.» ايده هاي خوب تجاري بايد توسعه پيدا كرده و بزرگ تر شوند زيرا اگر اين طور نباشد ديگران با استفاده از آن كسب و كاري راه مي اندازند و سهم شما را از بازار كم مي كنند. بزرگ تر شدن از ضروريات حفظ سوددهي شركت است.
4-آيا با هزينه اي مناسب قادريد به بازار هدف دسترسي پيدا كنيد؟
حتي اگر كالا يا خدمتي جذاب و تامين كننده نياز واقعي مشتري ها را توليد مي كنيد، سرمايه كافي در اختيار داريد و به طور بالقوه تعداد بسيار زيادي مشتري داريد، اگر نتوانيد به شيوه اي مناسب و هزينه نسبتا پايين به اين مشترك ها دسترسي پيدا كنيد، موفق نخواهيد بود. تبليغات ابزار اصلي اين دسترسي است اما حضور در رسانه ها و تبليغ به سرمايه نقد نياز دارد. هزينه تبليغات خود را بايد طوري تعيين كنيد كه همواره در رسانه هاي اصلي حضور داشته باشيد. منظور از رسانه هاي اصلي، رسانه هايي است كه مشتري هاي بالقوه شما، آن ها را مي بينند.
5- آيا مي توانيد مزيت رقابتي خود را حفظ كنيد؟
ترديدي وجود ندارد كه ايده هاي جذاب رقبا را به سوي خود جذب مي كند. اين به آن معناست كه اگر با ايده اي خلاق و جذاب كسب و كاري را آغاز كرده ايد، نبايد انتظار داشته باشيد كه در بلندمدت و حتي ميان مدت تنها بازيگر در اين صحنه باقي بمانيد. ديگر افراد نيز با شناسايي اين ايده از آن براي حضور در بازار استفاده خواهند كرد. در اين جا راز تداوم فعاليت سودده داشتن مزيت نسبت به رقبا و حفظ اين مزيت است. اولين بودن در يك بازار سود كوتاه مدت شما را تضمين مي كند (البته اگر به چهار پرسش پيش پاسخ مثبت داده باشيد) اما باقي ماندن آن هم به شكل سودده مستلزم داشتن و حفظ مزيت رقابتي است. از خود بپرسيد مزيت شما نسبت به رقبا در اين بازار چيست؟ اگر پاسخ شما تكنولوژي است آيا مي توانيد امتياز آن را به نام خود ثبت كنيد؟ اگر كالايي خاص است، آيا مي توانيد نام تجاري آن را در انحصار خود درآوريد؟ به ياد داشته باشيد كه با از دست دادن مزيت رقابتي خود در بهترين حالت بايد به سودي اندك راضي باشيد.
6- چه ميزان مي توانيد انرژي صرف رونق كسب و كار خود كنيد؟
درست همان طور كه ممكن است سرمايه آغاز كسب و كار را دست كم گرفته باشيد اين امكان نيز وجود دارد كه دقيقا ندانيد چه ميزان بايد در راه ادامه فعاليت شركت تلاش كنيد. يك توصيه دوستانه: "كارآفريني كاري دشوار و انرژي بر است. اگر آمادگي اختصاص وقت و انرژي را به آن نداريد، دست نگه داريد."
منبع : www.forbes.com
بعضی اشخاص علیرغم داشتن سابقه کاری طولانی ممکن است تجربیات جالبی داشته باشند. نمونه چنین اشخاصی اسکات اسمیگلر 22 ساله اهل ایالت ماساچوست آمریکا است که طی فعالیت چند سال اخیر در زمینه کارآفرینی درسهای مهمی آموخته است. او کارش را در حالی که هنوز یک دانشآموز دبیرستان بود با یک شرکت کوچک طراحی حرفهیی صفحات وب و مشاوره بازاریابی آن لاین آغاز کرد. در ابتدا خودش تمام کارها را انجام میداد تا آهسته آهسته میان مشتریان به رسمیت شناخته شد و مراجعات بیشتری دریافت نمود. سپس وارد کالج شد و تا ماه می 2002 دفتر کارش همان اتاق دانشجوییاش بود. در سال 2003 فروش او به 300000 دلار رسید .
او اینک در کالج بنتلی در والتهام ماساچوست مشغول به تحصیل است و همزمان انجمن کارآفرینی را که در دوران مدرسه بنیانگذاری نموده هنوز سرپرستی میکند و هر گاه از کار 90 ساعت هفتگیاش فراغتی مییابد به کارآفرینان از هر گروه سنی توصیههایی را ارایه میدهد. 10 پیشنهاد مهم که در زیر آمده حاصل بخشی از فعالیتهای پیگیرانه اوست :
1- همه چیز به پشتکار بستگی دارد
تحقق رویاهای شما به آن سادگیها که میپندارید نیست، شاید سالها کوشش و صبوری نیاز داشته باشد. حتما مطمئن شوید که اهدافتان به خوبی سازماندهی شده، ثبات رای دارید و باور کنید رسیدن به قلههای موفقیت میسر نیست مگر با پذیرفتن ریسک و حفظ قوای ذهنی که هنگام بروز مشکلات به یاری شما میآید. اسمیگلر میگوید: می دانم که هماکنون بسیار جوانان همسن و سال من در جست و جوی راهی برای شروع یک کسب و کار و توسعه آن میباشند .
چه جریان مرعوبکنندهیی آن هنگام که پوسته اولیه را میشکافید و ناگزیر نگران بیمه، دستمزد و حسابها میشوید، بسیاری افراد اجازه میدهند که این هراس بر آنها غلبه یابد و درست اینجاست که از رویاهایشان دست میکشند. مهم همین است که بنشینید و عمیقا فکر کنید، بطور دقیق خواستهتان از زندگی را مشخص کنید و آنگاه به دنبالش بروید .
2- ارزش کار گروهی و مشاوره را درک کنید
طبیعتا یک شرکت کوچک به تنهایی همه منابع ضروری را دارا نمیباشد. پس برخورداری از یک شبکه غنی مشاورین و اشخاصی که در صورت بروز مشکلاتی در حوزه بازاریابی و مالی یاریرسان باشند برای شما حیاتی است .
3- به جایگاه خود پایبند باشید .
اسمیگلر میگوید: «من یاد گرفتهام فقط زمانی میتوانم درآمد خوبی داشته باشم که بر آنچه در توان شرکتم است، متمرکز باشم البته این به معنی دنبال نکردن راههای دیگر جهت بسط کسب و کارم نیست. نهایتا، نیازهای مشتریان نوع خدمات قابل عرضه را تعیین میکند .»
هر قدمی که بر میدارم قویا معطوف بر خدمات مورد نیاز مشتریان است. تقریبا همهچیز مربوط به مشتریان خود را میدانم چرا که زمان زیادی هم صرف شناخت احتیاجاتشان میکنم .
4- از اهم اخبار تاثیرگذار بر مشتریان اطلاع پیدا کنید .
هر روز رویدادهای مهمی اتفاق میافتند که احتمالا بر مشتریان شما اثر خواهند گذاشت. جهت اطمینان از اینکه بهترین نحوه عملکرد را دارید، باید در آخرین داد و ستدهای بازار به روز باشید و طوری از آنها استفاده کنید که هم شما همواره عرضهکننده بهترین خدمات باشید و هم مشتری مطلوبترین خدمات را دریافت کند .
اسمیلگر عقیده دارد: «حتی در شلوغترین روزهای کاری، خودم و تمام پرسنل اخبار را کنترل میکنیم. بی شک اطلاعات شما را از رقیبان جلو میاندازد .»
5- برقراری ارتباط کلید محسوب میشود
ممکن است در عین اینکه تصور میکنید مشتریان شما را درک میکنند، این طور نباشد. پیوسته صریح و روشن منظور خود را بگویید وآنگاه با ایمیل های مختصر ارتباط را دنبال کنید. بخشی از فرآیند ارتباط، مستلزم اثبات درک متقابل شما و مشتری است تا در صورت هر گونه سوء تعبیر یا درک نادرست، به توافقی که کردهاید متوسل شوید .
پس فقط مشتری نیست که باید توقعاتش برآورده شود بلکه او هم باید از انتظارات شما آگاه باشد .
موفقیت یک خیابان دوطرفه است .
اسمیگلر می گوید: «بسیاری ازمردم از گسترش وب و موتورهای جستو جوگر در هراسند، بارها و بارها مشتریان به من گفتهاند که چه اندازه برایشان مهم است که من جهت توضیح شفاف مطالب وقت میگذارم و صبور هستم ».
6- تامین مالی سرنوشت ساز است
فرض کنید همه مخارج از پیشبینیهای شما گرانتر خواهد شد. در فرایند بودجهبندی، قطعا باید برای مواردی که خارج از انتظار شماست برنامهریزی کنید. به علاوه هرگز از هزینهکردن هراس نداشته باشید البته و البته اگر باور دارید که بازدهی کارتان، ریسک شما را تضمین میکند .
7- ارتباطی بر اساس صداقت و راستی برقرار کنید
صداقت برهر چیز دیگر مقدم است. ریا نشانه ضعف و حاکی از نقصان استراتژی به شمار میرود. اگر مشتریان بر صداقت شما ایمان داشته باشند و بدانند همهچیز را همانگونه که هست برایشان عنوان میکنید، دلیلی برای تردید نسبت به شما نخواهند یافت. کسب شهرت برای یک خدماترسان معتبر سالها کار میطلبد، اما دقیقهیی کافی است تا این حسن شهرت به تباهی کشیده شود .
اسمیگلر عقیده دارد: «یکی از عمدهترین نکاتی که شما را از سایر همتایان متمایز میسازد اعتماد حقیقی مشتریان به شما است .»
8- موقعیت خود را در بالای منحنی حفظ کنید
شرایط کسب و کار به سرعت تغییر می کند و آموزش فاکتور حیاتی در راه موفقیت است
اسمیگلر میگوید: «زمانی وسوسه شدم کالج را ترک کنم و تمام وقت خود را به اداره شرکت اختصاص دهم ولی خیلی زود متوجه شدم، این سیاست هوشمندانهیی نیست . فقط در صورتی امکان به توفیق رساندن کارتان را دارید که از لحاظ تئوری نیز غنی باشید .»
9- در موفقیت مشتریانتان شریک باشید
چنانچه عهدهدار فراهم نمودن محصولات یا خدماتی میشوید با تمام قوا بکوشید. پیوسته نیازهای مشتریان را در گوشه ذهنتان داشته باشید. به خاطر بسپارید اگردر جهت کامیابی آنها حرکت کنید، آنها نیز به شما در راه موفقیت کمک خواهند کرد. چون از هر دست بدهید از همان دست میگیرید .
10- یک لحظه هم بازاریابی را متوقف نسازید
ابدا فراموش نکنید که هر شخصی میتواند مشتری احتمالی شما باشد. بیوقفه در عین جستو جوی مشتریان تازه، با اتکاء بر روابط موجود به فعالیت خود ادامه دهید .
درست زمانی میتوانید آنها را جلب کنیدکه به دنبال برآورده ساختن احتیاجاتشان میباشند. با یک سیاست ظریف اگر مرتبا در دسترس باشید به نامی آشنا بدل میشوید و آنگاه اگر مشتریان نیازی پیدا کنند بدون گشتن یک راست به سراغ شما خواهند آمد .
و در انتها، اسمیگلر توصیه کوچک دیگر نیز دارد: برقراری توازن صحیح میان کار و تفریح را در نظر بگیرید. هر چند شروع و اداره کار شرکت تمرکز، از خودگذشتگی و صرف وقت میطلبد، باید درحفظ تعادل زندگی کوشید. تمایل به توفیقات شغلی اهمیت دارد اما نه به قیمت ویرانی زندگی شخصی .
برگرفته از سایت:روزنامه تفاهم
قبل از آغاز یک کسب و کار باید مطمئن شوید که مفهومی که در ذهن دارید قابل اجراست. بهتر است ابتدا یک نمونه کار انجام دهید و نتیجه را ارزیابی کنید.
۱- بزر گ بیندیشید ولی با یک کار کوچک آغاز کنید.
۲- قبل از آغاز یک کسب و کار باید مطمئن شوید که مفهومی که در ذهن دارید قابل اجراست. بهتر است ابتدا یک نمونه کار انجام دهید و نتیجه را ارزیابی کنید. بیندیشید که چگونه میتوانید تئوری خود را در یک مقیاس کوچک بیازمائید، قبل از اینکه متعهد کاری بزرگ از قبیل قرارداد رهن و یا خرید مکان شوید.
3- گر حتی بتوانید حداقل یک مشتری پیدا کنید و به شما ثابت شد که طرح مورد نظرتان قابل اجراست این شانس را دارید که این موفقیت ،دفعات دیگری نیز برایتان تکرار گردد.
۴- با بودجه محدود کار کنید. اگر تجهیزات قدیمیتان قابل استفاده هستند، تجهیزات جدید تهیه نکنید. معامله پایاپای بهترین روش تهیه تجهیزات مورد نظرتان است.
5- بدون داشتن یک طرح کسب و کار جامع که حاوی کلیه جزئیات باشد به آغاز یک کسب و کار جدید مبادرت نورزید
۶- یک حسابدار میتواند به شما در مسائلی نظیر گردش نقدینگی، نقطه سربه سر و صورت سود و زیان کمک کند.
۷- بانکها به مراتب ارزانتر از شرکا هستند و مشکل کمتری نیز در مواجهه با آنها دارید.داشتن یک شریک مانند ازدواج بدون وجود عشق است. زندگی شما در اینصورت از آن خودتان نخواهد بود. البته به یاد داشته باشید که آغاز یک کسب و کار با یک شریک بینهایت بهتر از عدم آغاز یک کسب و کار است.
۸- وقتی یک شریک دارید باید به نظرات اونیز توجه کنید. در شراکت بدون رسیدن به توافق لازم هر تلاشی به بن بست خواهید رسید.
۹- مسئله دیگر، مدیر عامل بودن و داشتن رای اکثریت است. این دلیل دیگری است که آگاه باشید هیچگاه بیش از ۴۹ درصد از سهام شرکت خود را واگذار نکنید، البته اگر تمایل دارید که کنترل اوضاع به دست خودتان باشد!!
10- آیا برای کسب و کار شما بازار وجود دارد؟ وسعت این بازار چقدر است؟
تحقیقات بازار بسیار مهم و اساسی است. بهتر است به جای ایجاد بازار جدید، بازارهای موجود را پیدا کنید.
۱۱- اگر در این بازار رقیبی ندارید و یا رقابت محدودی وجود دارد، هشیار باشید. ممکن است به واقع بازاری وجود نداشته باشد! به عبارت دیگر ممکن است روی یک محصول خاص دست گذاشته باشید که تا کنون شناخته نشده است.
۱۲- قبل از آغاز یک کسب و کار، با یک مشاور، وکیل، واسطه بیمه و یا مدیر بانک مشورت نمائید. مشاوره بانک مجانی است. مشاوره اولیه با مشاوران حرفهای نیز مجانی است. اما قبل از هر اقدامی پرسش نمائید.
13- عموما بهترین کسب و کاری که میتوانید انتخابی گوید: شما میتوانید در هر زمینه کسب و کار و یا صنعت جدید از طریق خواندن کتاب متخصصین آن فن، حتی برای یک ساعت در روز نیز میتونانید عملا تجربه کسب نمایید. حتی بیشتر از آن نیز میتوانید مطالعه کنید زیرا هرچه بیشتر مطالعه کنید، مغز اطلاعات جدید را بهتر از اطلاعات جزیی و آسان در ک میکند. تکرار با فاصله ،یک روش موثر در یادگیری موثر و اثبات شده است.
14- حتی اگر فکر میکنید که برای آغاز کسب و کاری که در ذهن دارید به تجربه عملی نیاز دارید میتوانید مدتی را برای یکی از رقبای خود کار کنید. حتی میتوانید نیمه وقت کار کنید. هرچه برایتان مفید است یاد بگیرید و در عین حال مزد نیز دریافت کنید. البته بهتر است قبل از امضای قرارداد مربوط به انجام فعالیتهای محرمانه از آنجا بروید زیرا ممکن است علیه شما شکایت کنند!
15- به همان سرعتی که دارایی شما افزایش مییابد، باید هدفتان این باشد که خود نیز توسعه پیدا کنید و از یک صاحب کسب و کار/ مجری به یک صاحب کسب و کار/مدیر تبدیل شوید.
16- هیچ وقت نباید کسب و کاری را با این هدف که کلیه امور را خود رتق و فتق کنید آغاز نمایید. این کار درست مانند این است که کار خود را با پول بخرید.
17- اگر بخواهید هر کاری را خودتان انجام دهید عملی نیست. باید یاد بگیرید که تفویض اختیار کنید. باید افراد با انگیزه ای را بکار بگیرید که حتی از شما باهوشتر و زیرک تر باشند. به آنها استانداردهای بالای خود را بیاموزید و در حالیکه آنها اغلب کارها را انجام میدهند بر آنها نظارت داشته باشید.
18- انتخاب یک نام تجاری مناسب، برای موفقیت شما بسیار حایز اهمیت است. بعد از سالها تجربه در تبلیغات و بازاریابی، پیشنهاداتی که در این مورد به شما ارایه میکنم به شرح زیر میباشد:
19- نام شما نباید مشابه نام رقبایتان و یا نزدیک به آن باشد زیرا اولا مشتریان سردرگم میشوند و به آسانی شما را پیدا نمیکنند و ثانیا ممکن است مورد شکایت شرکتهای رقیب واقع شوید.
20- هرچقدر اسم شرکت کوتاهتر باشد، به یاد ماندنی تر خواهد بود.
21- اسم باید به آسانی هجی شود و به وضوح قابل تلفظ باشد.
22- اسم شما باید تبلیغی باشد برای آنچه میخواهید انجام دهید. کسب و کارهایی که نام صاحبان خود را دارند تنها در صورتی موفقند که این اسم برای دیگران آشنا باشد و یا مرادف یک محصول و یا خدمت شناخته شده باشد.
23- نباید نام شما به نام شرکت ثبت شده دیگری تجاوز کند.
24- نام شما باید متمایز و در ارتباط با تصویری باشد که مایلید از کسب و کار خود ارایه دهید.
25- با توجه به ثبت اسم شرکت شما در کتاب زرد اگر اسم شما با اولین حروف الفبا آغاز شود در صدر لیست شرکتها قرار خواهید گرفت.
26- شاید شما دوست داشته باشید نام شهر و یا شهرستان خود را بخشی از نام شرکت خود قرار دهید.
27- دلیل دیگری که نام کوچک خود را در نام کسب و کارتان مورد استفاده قرار ندهید، این است که در اذهان مشتریانتان تبعیض ایجاد میکنید و آنها به دنبال شما میگردند و در حالیکه سایر همکارانتان بیکار نشستهاند کار فراوان روی سر شما ریخته میشود.
28- همچنین زمانی که تمایل به فروش و یا واگذاری کسب و کار خود دارید در صورتی که نام کسب و کارتان، اسم کوچک شما باشد، به قیمتی پایین تر از زمانی که یک نام تجاری مناسب داشته باشد به فروش میرسد.
29- تعیین نام مناسب به این روش انجام میشود:
یک جلسه هم اندیشی با روش طوفان مغزی (brain storming) تشکیل دهید. نام های مناسبی را که به ذهنتان میآید بنویسید، حتی اگر مسخره به نظر آیند. در این مرحله کمیت بیش از کیفیت اهمیت دارد. این رویه باید منجر به تولید حداقل 100 اسم گردد.
30- در این مرحله به تسویه فهرست اسامی و حذف نام های نا مناسب بپردازید تا به 6 الی 7 نام برسید. به ارتباطات فکری مردم نیز بیندیشید و اینکه اغلب انها کدام اسم را ترجیح میدهند. این لیست را به دوستان و انجمنهای حرفهای که به قضاوت آنها اطمینان دارید نشان دهید و نظر آنها را بخواهید. همچنین دلیل انها را از انتخاب این اسم بپرسید. در نهایت، خودتان تصمیم بگیرید زیرا شما رییس هستید و تصمیم نهایی با شماست چون کسب و کار متعلق به شماست.
۳1- سپس به کتاب راهنمای آنلاین و آفلاین مراجعه کنید تا ببینید که آیا اسم منتخب شما وجود دارد یا خیر.
32-همچنین در اینترنت شناسه های ".com" را جستجو کنید تا بدانید که آیا نام مورد نظر شما در اینترنت وجود دارد؟ به یاد داشته باشید که ".com" به ".net" ارجحیت دارد.
33-قبل از هزینه کردن هر مبلغی برای تبلیغات، توضیح مختصری در مورد کسب و کار جدیدتان بنویسید و برای رسانههای معتبر بفرستید.
34- نهایتا هر کارآفرین باید به یاد داشته باشد که اغلب کالاها و خدمات به خودی خود به فروش نمیروند. شاخص ویژهای برای این مطلب وجود دارد. اقتصاد دانی با نام ویافردو پارتو قاعدهای را به عنوان یک اصل ارایه داده است که به قانون 20-80 معروف است. این اصل بیانگر این مطلب است که اگر 20% از کسب و کارها به ارایه خدمات مشغول باشند، 80% دیگر درگیر خدمات فروش و تبلیغات هستند.
35- بنابراین بهتر است به مطالعه موردی در مورد روشهای تبلیغات و فروش برای کسب و کار خود بپردازید
مرجع: http://karafarini-mehdi.blogfa.com/
دو اصل مهم برای دستیابی به موفقیت مالی وجود دارد.
اولین اصل، همان است که ما آن را قانون جذب مینامیم. این قانون میگوید که شما همانند یک آهن ربای دائمی هستید.
بر اساس این اصل، افکار شما، میدان قدرتمندی از انرژی ایجاد میکند که به اطرافتان تشعشع کرده و رویدادها و افرادی متناسب با خود را به زندگیتان جذب مینماید.
هر فکر آمیخته با احساس شما چه مثبت و چه منفی از شما تابیده شده و مردم، شرایط، افکار و فرصتهایی سازگار با خود را برایتان فراهم میآورد.
چگونه موفقیتی را که آرزومند و شایستهاش هستید، جذب کنید: بسیاری از مردم، معتقدند که این، مهمترین اصل همه قوانین ذهنی است.
این اصل بیان میکند که اگر شما تصوری شفاف از هدف بسیار ارزشمندتان را که همان ثروتمند شدن است در ذهن داشته باشید و بتوانید این خواسته را به طور پیوسته در روحیه خود حفظ کنید، در نتیجه منابع مورد نیاز برای دستیابی به این هدف را به زندگیتان جلب خواهید کرد.
هر فرد موفق و ثروتمندی در نتیجه نگهداشتن طولانی مدت اندیشه ثروت و موفقیت در ذهن خود، به چنین نتیجهای دست یافته است.
دنیای شما، آینه افکار شماست: دومین اصل، قانون «تناسب و تناظر» است. این قانون ذهنی، بسیار قدرتمند بوده و میگوید: «هر آنچه در درونمان میگذرد، در اطرافمان متجلی میشود.»
بر اساس این اصل، دنیای بیرونی شما، همانند آینهای، آنچه را که در دنیای درونتان میگذرد به شما نشان میدهد. هر آنچه در اطرافتان اتفاق میافتد، مشابه احوالات درونی شماست.
وقتی میگوییم دنیای بیرونی شما، دنیای درونیتان را منعکس میکند، منظورمان در هر دو سطح خودآگاه و ناخودآگاه است. اگر باور داشته باشید که توانایی دستیابی به اهدافتان را دارا هستید و تصوری از اهدافتان را در طولانی مدت و صبورانه در ذهن نگه دارید، سرانجام دنیای اطرافتان مشابه رویای شما خواهد شد.
اصل تشابه را در سه موقعیت میتوان به طور کامل مشاهده کرد: اول از همه، افراد دور و بر شما، دقیقاً طرز برخوردی مشابه رفتار شما دارند. شما همیشه انعکاس روحیه خود را در رفتار و صورت کسانی که با آنها سر و کار دارید، میبینید. اگر شما حالتی مثبت و خوشبینانه داشته باشید، مردم تقریباً بلافاصله حتی قبل از این که بتوانید کلامی بگویید با روی خوش و حمایتکننده به شما واکنش نشان خواهند داد.
دومین قلمرویی که اصل تناظر در آن آشکار است، ارتباطات شماست. ارتباطات شما، همیشه دقیقاً آینه تمام نمای شخصیت شماست. زمانی که شاد، خوشبین و آرام هستید، روابطتان نیز شادتر، دوست داشتنیتر و هماهنگتر خواهد بود ولی هنگامی که به هر دلیلی، اندیشهای آشفته و منفی دارید چه آگاهانه و چه ناخودآگاه این روحیه و حالات، فوراً و مستقیماً بر روی ارتباطات شما تأثیر میگذارد.
سومین شرایطی که این اصل کاملاً بر آن مسلط است، ثروت و دارایی شماست. دارایی و ثروت زندگیتان، بازتابی از آمادگی دنیای درونی شما برای چنین دستاوردی است.
تنها بخشی از این معادله که میتوانید بر آن مسلط باشید، هشیاری و افکار آگاهانه شماست و اگر بتوانید هشیاری خود را بر روی آنچه که مشتاقش هستید یعنی دارندگی و ... قفل کنید، چنین نتیجهای در دنیای اطرافتان متجلی خواهد شد.
سايت:كاريزما مشاور
کارآفرینی مفهومی است که همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروری بر ادبیات کارآفرینی نشان میدهد که مفهوم کارآفرینی برای اولین بار توسط اقتصاددانان مطرح شد. سپس با توجه به اهمیت و نقش کارآفرینی در شكل گیری تحولات اقتصادی در جوامع، دانشمندان علوم اجتماعی نیز به بررسی ویژگیهای فردی و اجتماعی کارآفرینان پرداختند. خانواده، کانونی است که در شكل گیری این ویژگیها، میتواند نقش حیاتی ایفا کند. در جوامع سنتی که مردان نقش «نان آوری» و زنان نقش «خانه داری و تربیت فرزندان» را بر عهده داشتند، انتقال ایده کسب و کار بیشتر از طرف مرد صورت میگرفت؛ ساختار جدید خانواده در جامعه امروز و به تبع آن خروج زن از خانه، ظهور جلوه هاي تازه اي از بروز خلاقیت و نوآوری را در هر دو جنس زن و مرد باعث شد. بدنبال این تغییر نگرش؛ شیوه تولید، سبک زندگی و نقشهای والدین در درون خانواده نیز دچار دگرگونی شد. به شكلي که هر کدام از والدین با رفتار خود میتوانند در رشد اعتماد به نفس،خلق ایده های جدید در خانواده و تعیین مسیر شغلی فرزندان، نقشهای اساسی را ایفا کنند.
اگر خانواده را از دیدگاه نهادی مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه میرسیم که که خانواده از نظر کمی و کیفی میتواند کانون اصلی اندیشه کار و تلاش و پرورش روحیه خلق ایده و کار در افراد باشد. تحقق این امر مستلزم توجه ویژه والدین به ابعاد حیات فردی فرزند از هنگام تولد تا زمان تکوین شخصیت اوست. وقتی پدر یا مادر همچون الگویی تلاشگر و مؤثر در عرصه کار و تولید در جامعه ظاهر شوند، کارکردهای مثبت ناشی از فعالیت آنها فرزند را به سمت و سویی ترغیب مینماید تا ذهن خود را به صورتی منسجم و ثمربخش به ادامه شغل والدین و یا حرفهای جدیدتر سوق دهد. برای چنین فردی دستیابی به منابع اقتصادی ناشی از کار و تسخیر فضاهای جدید، ارزش تلقی میشود. چنین طرز تلقی از دنیای پیرامون، ذهن فرد را نسبت به خلق ایده ای نو و استقلال اقتصادی و کسب موفقیت، دگرگون میسازد. در این مرحله، نوجوان یا جوان ایده کاری خود را با خانواده در میان میگذارد چه بسا بتواند از تجربیات و رهنمودهای والدین و احتمالاً حمایت مالی و اجتماعی آنها بهره مند شود. اینجاست که معیارها و ارزشهای خانواده برای فرزند ملاک عمل و چراغ راه او در مسیر کار و تلاش واقع میشود. وظیفه والدین در چنین شرایطی تشریح ابعاد گسترده فعالیت اقتصادی به عنوان ارزش بنیادی برای فرزند و هدایت او در مسیر مطلوب، آغاز توأم با موفقیت را در راه اندازی کسب و کار به همراه خواهد داشت.
.
مراحل توسعه کارآفرینی توسط خانواده
۱. مراحل نهادینه کردن «فرهنگ کارآفرینی»:
خانواده به عنوان انتقال دهنده جبهه ای از اصطلاحات، آيينها و رفتارهای اجتماعی میتواند نقش ثمربخش خود را جهت آشنایی با مفاهیمی مثل: «توفیق طلبی»، «استقلال طلبی» و «خطر پذيري» در عرصه فعالیت اقتصادی و همسازی با واقعیتهای کاری در جامعه، به اعضاء خود ارزانی دارد.
نوع نگرش والدین به دنیای پیرامون خود و چگونگی تجسم ارزشهای اجتماعی برای فرزندان در شكل گیری آینده شغلی آنها، میتواند راه را برای دستیابی به اقتصاد سالم هموار سازد. مثلاً چنانچه کسب موفقیت در جهت خلق ثروت و ایجاد فرصتهای شغلی جدید به عنوان بخشی از ارزشهای مورد نظر والدین برای فرزند به تصویر کشیده شود، نوجوان در چنین شرایطی ذهن خود را برای رسیدن به چنین موقعیتی آماده میسازد. در ادامه چنین فرآیند ذهنی، فرد بدنبال راههای دستیابی به چنین موقعیتی است. او موقعیتهای متفاوت را با هم مقایسه می کند؛ شبیه سازی ذهنی انجام میدهد؛ به پرس و جو میپردازد؛ و گاهی اوقات در نشریات، کتب، محیط مدرسه و حتی مجالس سخنرانی پرسشهای ذهنی خود را دنبال می کند. آنگاه، فرد با آگاهی از ارزش کار و تلاش آماده است بخش بزرگی از خواسته ها، آرمانها و ارزشهای مورد نظر خانواده خود را به محک تجربه بگذارد.
۲. تعیین مسیر شغلی
فضای درون خانواده، خصوصاً رهنمودهای والدین به فرزندان، این امکان را به آنها میدهد تا با گسستن از عادات و معتقدات پیشین خود یا سایر افراد خانواده، رفتار جدیدی را مورد کند و کار قرار داده و خود را با نظم اجتماعی نوین هماهنگ سازند؛ به شكلي که بتوانند بر فراز خواسته ها و آرزوهای ذهنی خود و منطبق بر نظامهای مدرن پرو بال بزنند و از نفوذ و سلطه اندیشه و روشهای سنتی در رفتار آتی خود بکاهند. در ادامه چنین روندی، نقش آفرینی فرزند در درون خانواده معطوف به فرآیندهای تولید و خلق ارزش در جامعه خواهد شد. در این ارتباط، والدین با شناخت توانمندیهای بالقوه فرزندان خود و هدایت آنها در مسیر شغلی، نقش مهمی در شناسایی و پرورش افراد خلاق و کار آفرين در جامعه ایفا می کنند.
۳. توانمند سازي ( یادگیری فن آوری های جدید)
حمایت و تشویق والدین جهت یادگیری فن آوری های جدید از جمله فن آوری های تکنولوژیکی و اطلاعاتی و معرفی مشاغلی که امکان کسب درآمد بالا را برای فرزندان فراهم میسازد، آنان را علاوه بر نقش آفرینی در درون خانواده، معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه یعنی کار مفید و بهره و ري بالا خواهد کرد. تغییر نگرشها و رفتارهای کلیشه ای در مورد ایفا نقشهای خانوادگی و اجتماعی و تشویق فرزندان به رفتارهای مثبت اقتصادی و اجتماعی، آنان را افرادی کار آمد و هدف مند میپروراند. زیرا پیروی از کلیشه های سنتی و تکراری در عرصه کار و فعالیت، هم به خانواده و هم به جامعه صدمات جبران ناپذیری وارد میسازد. به همین دلیل؛ گذر از این مرحله، تاثیرپذیری فرد از تغییرات جدید و پذیرش مسئولیت خطیر اجتماعی به منظور ایجاد کسب و کار جدید و دسترسی به موقعیتهای بهتر و جدیدتر، از فرد یک انسان مستقل و توانمند میسازد که در عرصه های گوناگون زندگی ضمن پذیرش نقشهای متفاوت میتواند مفید واقع شود.
۴. راه اندازی و اداره کسب و کار اقتصادی
در این مرحله، فرد با ارزیابی مشاغل متناسب با خواسته های خود و خانواده، به خلق ایده در زمینه کار و فعالیت میپردازد؛ چارچوب فکری خود را در قالب طرح کسب و کار به جامعه عرضه می کند؛ سپس، با مدیریت خود فعالیت اقتصادی را آغاز می کند. در این مرحله، والدین با استفاده از تجارب خود میتوانند فرزندشان را جهت اداره کسب و کار یاری کنند. هر چند ممکن است این نیاز صرفاً متوجه حمایتهای مالی آنها نباشد. با ادامه حمایت خانواده و تقویت روحیه کارآفرینی در فرزندان به منظور راه اندازی و مدیریت کسب و کار اقتصادی توسط آنان، نتایج ذیل متوجه جامعه خواهد شد: :
·ایجاد و توسعه اشتغال در بخشهای اقتصادی کشور و به تبع آن استقلال اقتصادی خانواده ها
· دگرگونی در روند تولید با استفاده از تکنولوژی پیشرفته و بدنبال آن تغییر در فرهنگ مصرف
· تنوع شغلی و ایجاد رقابت گسترده در بازارهای اقتصادی
· بسط و توسعه صادرات با اتکاء به منابع موجود در کشور
نتیجه گیری
کارآفرینی، کانون و مرکز ثقل کار و تلاش و پیشرفت در عصر مدرنیته تلقی میشود. ما بدون توجه کافی به مقوله «توسعه فرهنگ کارآفرینی» نمیتوانیم به شاخصهای رشد و توسعه که از طریق تغییر در روند تولید، بهره و ري و توان افزایی فنی و صنعتی در عرصه اقتصاد حاصل میشود، دست یابیم. در گذر از مرحله سنتی به صنعتی باید به توانمندیها و قابلیتهای فردی کارآفرینان در بهره گیری از منابع طبیعی و به کار گیری تکنولوژی مدرن اهتمام ویژه ای قائل شویم. زیرا، آنها با به كار گيري روشهای جدید در بازار، خود را برای استفاده بهینه از ابزار و دستیابی به کیفیت مطلوب کالا و خدمات آماده میسازند. کارآفرینی، فرآیندی اکتسابی است و خانواده در شكل گیری این فرآیند نقش اساسی را ايفا می کند. زیرا، خانواده میتواند عنصر پویایی و تحرک را به ژرفای وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزریق کند به شكلي که «فرد» و «جامعه» در محیطی هماهنگ به تعامل بپردازند و قالبهای اجتماعی نوآورانه شكل گیرد. نقش و اهمیت خانواده به عنوان کانون اندیشه نوگرایی، در ایجاد روحیه خلاقیت و نوآوری در افراد، گسترش روحیه کارآفرینی و توسعه کسب و کار جدید در جامعه، انکار ناپذیر است، به طوری که در زمینه فعالیت اقتصادی، خانواده میتواند اندیشه افراد تحت نفوذ خود را به سمت و سویی سوق دهد که آنها را از مشكلات پیشرو از جمله؛ بيكاري، فقر، اعتیاد، فساد و... برهاند و آنها را در مسیرهای شغلی که مولد سرمایه و فرصتهای جدید است، هدايت نماید. زیرا، خانواده علاوه بر نقش تولید نسل و پرورش ابعاد عاطفی و اخلاقی فرزندان، به عنوان کانونی برای رشد و پرورش اندیشه خودباوری، اعتماد به نفس و خود شكوفا یی در فرزندان، نقش بسیار مؤثری در راه اندازی کسب و کار اقتصادی و توسعه فعالیتهای شغلی در جامعه خواهد داشت.
خانه کارآفرینان ایران ( www.karafariny.com )
منبع: سايت آفتاب
افق سودآوري بازارهاي سهام،پول و ارز، سكه و طلا، مسكن و خودرو.
فرصتها و تهديد 6 بازار مسكن، سرمايه، پول، خودرو، ارز، طلا و سكه در روزهاي آينده،
امسال در تقويم طالعبيني چيني، سال گاو است. در ادبيات بازارهاي مالي، بازار گاوي به معني بازار پررونق و خيزان (برعكس بازار افتان) است. اما آيا سال گاو، براي فعالان اقتصادي و بازارهاي سرمايهپذير، بازاري گاوي را به ارمغان ميآورد؟
بخشي از مهمترين متغيرهايي كه وضعيت و تحولات فضاي كسبوكار را در سال جاري رقم خواهد زد، پارامترهاي درون و برونزايي است كه از اقتصاد سال قبل به سال جاري منتقل شدهاند. افزونبر اين در سال جاري متغيرهاي نوپديد باعث پيدايي فرصتها و تهديدهاي جديدي در بازارهاي سرمايهپذير خواهند شد.
تصوير كلي كه از وضعيت عمومي مهمترين بازارهاي كشور در ابتداي سال جاري ميتوان ترسيم كرد، شايد براساس شواهد عيني و مفروضات واقعي به نظر برسد، اما محيط اقتصادي ايران در سال جاري آنقدر آبستن حوادث است كه شايد، وضعيت اقتصاد (دولت، بازار، بنگاه و خانوار) چهره ديگري به خود بگيرد.
اقتصاد ايران امسال با متغيرهايي سياسي داخلي و خارجي نظير احتمال تغيير يا تثبيت دولت در انتخابات رياستجمهوري خردادماه، امكان برقراري رابطه ميان ايران و ايالاتمتحده، افزايش انتقادها و اظهارنظرهاي گروههاي رقيب دولت پيش از انتخابات، تشديد يا تلطيف تحريمهاي اقتصادي عليه ايران، موضعگيري متفاوت اعراب عليه ايران و افزايش تماسهاي ايران با اروپا روبهرو خواهد شد. شايد فضاي كسبوكار در سالجاري در كوتاهمدت تحتتاثير هر يك از مهمترين رويدادهاي سياسي سال قرار نگيرد، اما در ميانمدت سمت و سوي هر يك از رويدادها در ميزان «هزينه مبادله» و «هزينه فرصت» كارگزاران بازارها سهم بسزايي دارد.
افزون بر متغيرهاي سياسي اقتصاد ايران در سال 88 با كاهش درآمدهاي خارجي (درآمد حاصل از صادرات نفت)، اصلاحيه يا متمم تامين منابع بودجه، هدفمند شدن يارانهها از اول مرداد ماه، انضباط بودجهاي (البته در مقايسه با سه سال قبل از اين) به دليل كمبود منابع، استفاده بهينه و كارآتر از ابزارهاي پولي، تداوم برداشت از حساب ذخيره ارزي، تجديدنظر در سياستهاي اعتباري و بانكي، افزايش يا منطقي شدن بهاي تعرفه خدمات دولتي، تداوم مداخله دولت در قيمتگذاري برخي از كالاهاي داراي توليد غيررقابتي، اصلاح بهاي حاملهاي انرژي، كاهش پرداختهاي انتقالي و حذف برخي از يارانهها، تمايل به تعرفه پايين واردات براي كنترل قيمتها روبهرو خواهد شد.
جداي از اين، بر اساس تصميمهاي كلان، اقتصاد ايران احتمالا در سال جاري با تامين منابع و استقراض داخلي از طريق اوراق مشاركت با نرخ نزديك به سطح تورم، احتمال تغيير در نرخ فروش ارز، واگذاري واحدهاي دولتي با شرايط سهلتر به منظور تامين منابع بودجه و جلوگيري از توقف طرحهاي عمراني روبهرو خواهد بود.
اما اقتصاد يا به طور مستقيم يا غيرمستقيم در سال جاري با چالشهاي جديتر روبهرو است. در سطح كلان كاهش مصرف به دليل كاهش درآمد عمومي و سرانه ميتواند بر روي ميزان تقاضاي كل و رونق بازارها تاثير نامطلوب بر جاي بگذارد. تمايل عمومي به صرفهجويي و تشكيل پسانداز همراه با انتظارات تورمي (به ويژه بعد از طرح هدفمند كردن يارانهها)، نبود چشمانداز روشن از رونق بازارها و كسب بازدهي مطلوب از سرمايه راكد و پارك شده در بانكها، مهمترين چالش بر سر رونق دوباره بازارها است. اين موضوع ميتواند مهمترين دغدغه دولت هم محسوب شود.چرا كه دولت با بستن بودجهاي صفر درصدي در سالي كه با كسري منابع روبهرو است، تمايل دارد تقاضاي كل در جامعه را تحريك كند. از اين رو به نظر ميرسد كه محور بستههاي سياستي دولت در سال جاري جلوگيري از شكلگيري ركود يا تعميق ركود باشد.در همين حال مهمترين چالش اقتصادي از بعد متغيرهاي رواني (و نه فيزيكي) شكلگيري انتظارات تورمي و پرهيز از تشكيل سرمايهگذاري در شرايطي است كه اقتصاد كشور نيازمند ترسيم چشمانداز روشن از آينده بازارها است. به نظر ميرسد كه دولت از ابتداي سال جاري اين مسووليت را نسبت به سال گذشته جدي بگيرد.
پيشبيني ميشود دولت نه از سر تبليغات انتخاباتي، بلكه براي تحرك اقتصاد كشور و تقويت اعتماد عمومي نسبت به وضعيت آتي، امسال از رويكردهاي دو يا چندگانه پرهيز كند. امسال به نظر ميرسد كه با اين حال ماهيت اقتصاد در سالهاي انتخاباتي به گونهاي است كه «سال اقتصاد» را به دو بخش تقسيم ميكند.
هنوز مشخص نيست كه آيا دولت نهم مسووليت دولت دهم را برعهده ميگيرد يا خير؟
به نظر ميآيد چه دولت نهم پيروز انتخابات رياست جمهوري باشد و چه دولت ديگري بر سر كار آيد، سياستهاي اقتصادي دولت در نيمه دوم سال جاري، كنترل قيمت، مهار رشد نرخ بيكاري و تامين منابع بودجه و مهمترين تكليف بودجه يعني هدفمندسازي يارانهها باشد.
اما چالشهايي كه بنگاهها با آن روبهرو هستند نيز اندك نيست. با تضعيف طرف تقاضا، شماري از بنگاهها با مشكل فروش سودسازي، رشد هزينه توليد، تعديل نيروي انساني، خريدها و فروشهاي اعتباري و غيرنقدي، انباشت كالا در انبارها، لغو سفارشات، افزايش بستانكاران تجاري، تضعيف كفايت سرمايه در گردش، افزايش هزينه تجهيز منابع و كمبود منابع مالي ارزان، افزايش تسويهها و انحلال و ادغامها روبهرو خواهند شد.
بازارپول؛ پايان رويكردهاي دوگانه؟
بازارپول يا سيستم بانكي به عنوان بستري امن براي سرمايهگذاراني كه بدون پرداخت ماليات و بدون ريسك به دريافت سود حداقلي در برابر نرخ تورم فزاينده اكتفا ميكنند، در سال 87 اسير چندگانگي در سياستگذاري بود. اگر تعيين نرخ سود بانكي (سپرده و تسهيلات) را برون داد و محصول نهايي سياستگذاران پولي، بانكي و اعتباري بدانيم، ميتوان گفت در سال گذشته به دليل معرفي دو بسته پولي با رويكردهاي متفاوت و تغيير رييس كل بانك مركزي، اين بازار آن قدر اسير تشتت و چندگانگي در سياستگذاريها بود كه نرخ سود بانكي در سال 88 نه تنها در پايان سال مشخص نشد، بلكه در طول سال هم با وجود اينكه سياستگذار نرخ سود را به قصد افزايش اشتغال و توليد تا 12درصد كاهش داد، اما بانكها براي ادامه حيات فراتر از اين دستور به منظور جذب و اعطاي منابع اقدام كردهاند.
به طوري كه از اواسط سال به دليل فرار سپردهها از مبدا بانكهاي دولتي به قصد بانكهاي خصوصي بدون سر و صدا بانكهاي دولتي نيز از موانع و بخشنامه نرخ سود دستوري عبور كردهاند.
سال گذشته در بازارپول، موسسههاي اعتباري و سپس بانكهاي خصوصي، يكه تاز بازارپول بودهاند و با وجود آن كه آنها هم براي پرداخت اعتبارات، با محدوديتهاي مقرراتي مواجه شدهاند. در همين حال ركود بازار سهام، بازار مسكن، بازار طلا و ساير بازارهاي سرمايهپذير در سال گذشته عامل موثري در نگهداشت و مانايي سرمايهها يا سپردهها در بازارپول بود.
سال گذشته به دليل بازدهي اندك يا ركود ساير بازارهاي سرمايهپذير بسياري از دارندگان سرمايههاي خرد و كلان ترجيح دادهاند منابع خرد را در بازارپول پارك كنند.
با اين حال بازارپول هم در سال گذشته دو چهره داشت.
به گفته برخي از تحليلگران دولت در نيمه دوم سال گذشته به خطاي تعيين دستوري نرخ سود بانكي پيبرد و با افزايش نرخ سود اوراق مشاركت، در پيگيري سياستهاي پولي گذشته خود صرفنظر كرد. البته افزايش نرخ تورم بعد از كاهش مكرر نرخ سود بانكي كه بنا به استدلالهاي منتقدان، گواهي بر موفق نبودن برنامه اشتغالزايي است، بايد از جمله دلايل افزايش آزادي عمل بانكها در اين حوزه دانست.
سيستم بانكي يا بازارپول كشور در حوزه مناسبات با سرمايهگذاران در سال 87 با چهار وضعيت كاملا متفاوت روبهرو بود، وضعيتهاي جداگانه كه فشار بر منابع بانكهاي را دو و سه چندان كرد.
وضعيت اول، كاهش دستوري نرخ سود بانكي، وضعيت دوم، پرداخت تسهيلات ارزان تا سطح 19هزار ميليارد تومان به طرحهاي زود بازده، وضعيت سوم، عدم تمايل گيرندگان تسهيلات به بازار پرداخت تسهيلات و در بهترين حالت درخواست استمهال وامگيرندگان (حجم ريالي مطالبات لاوصول به 38هزار ميليارد تومان رسيد) و وضعيت چهارم، راي منفي مجلس بر لايحه برداشت 15هزار ميليارد توماني از محل حساب ذخيره ارزي براي بانكها. بنابراين بانكها براي تامين منابع راهي جز افزايش تدريجي نرخ سود، منع پرداخت تسهيلات، فروش داراييهاي غيرمولد و پيگيري حقوقي و قضايي گيرندگان متخلف تسهيلات و مطالبات نداشتند.حال بحران پرداخت تسهيلات و جذب منابع تا چه اندازه از سمت و سوي سياست در نظام بانكي كشور اثرگذار است؟ هنوز به طور دقيق مشخص نيست. اگر در سال گذشته واهمه آثار تورمي طرح تحول يكي از دلايل افزايش نرخ سود سپردهها بود، اما امسال به دليل اعلام نشدن سياستهاي پولي كشور، تنظيم مناسبات و ترسيم چشمانداز در اين بازار بسيار دشوار است.
مهمترين پارامترها يا متغيرهايي كه ميتواند در رونق ركود بازار پول در سالجاري اثر بگذارد، اعلام نرخ سود بانكي از سوي سياستگذار پولي است. چنانچه دولت در سالجاري برنامه تكرقمي شدن نرخ سود بانكي را به منظور اشتغالزايي و مهار بيكاري دنبال كند، بديهي است كه بانكها با اعمال «سياست گريز از مركز» تلاش ميكنند از محدوديتهاي جاري بر سر جذب منابع عبور كنند.
حال اگر دولت در سالجاري براساس اظهارنظرهاي وزير اقتصاد و رييس كل بانك مركزي به تعيين نرخ سود بانكي برپايه نرخ تورم روي آورد كه اين احتمال بسيار جدي است و به سپرده سپردهگذاران سود سپرده منفي ندهد، بازار پول به دليل كمرونقي ساير بازار رقيب، با جريان نقدي قوي روبهرو خواهد بود. در عين حال افزايش آزادي عمل بانكها در جذب منابع، فشار كمبود نقدينگي بر ساير بازارها را تشديد ميكند.
در صورت افزايش نرخ سود بانكي در سالجاري امسال بانكهاي ايراني با حجم قابل توجهي از سرمايههاي ايرانيان خارج از كشور به ويژه در كشورهاي عربي حاشيه خليجفارس روبهرو خواهند شد. شيوع بحران اقتصادي و كاهش بازدهي پايين سرمايهگذاري در ساير كشورها، تمايل به تشكيل سپرده در بانكهاي ايراني و فشار بر سر تبديل دلار و يورو به ريال را افزايش ميدهد. در همين حال تفاوت نرخ سود بانكي ميان ايران با ساير كشورها، زمينه كسب درآمد آسان را براي برخي فراهم خواهد كرد.
از سويي ديگر كمرمق بودن بازارهاي سرمايهپذير، در كنار كميابي و افزايش هزينه تامين منابع در سالجاري، احتمالا باعث توسعه فعاليت بازار غيرمتشكل پولي خواهد شد كه فعاليت در اين بازار با وجود اينكه در مقايسه با بازار رسمي از بازده بالاتري برخوردار است، اما مغاير با مباني دين مبين اسلام و باورهاي مذهبي جامعه است. افزون بر اين، ريسك نكول، عدم بازگشت اصلي سرمايه و ورود به گرداب پرداخت اقساط هنگفت، براي طرفين معامله وجود دارد.
به گفته حميدرضا اسلامي دبيرگروه بانك و بيمه دنياي اقتصاد، بانك مركزي براي سال نو بسته جديدي تدوين كرده كه به زودي با اعلام نرخ سود بانكي جهتگيري آن رمزگشايي خواهد شد. هر چند كه ابعاد سياستهاي پولي براي نظام بانكي در تصميمهاي دولت تبلور پيدا ميكند، نه فقط «بسته پولي».!
بورس 88؛ عبور از بحران 2009
با وجود اينكه هنوز برخي از «سهم»ها با سرمايه كوچك به دلايل عوامل بنيادي و فعاليتهاي نوسانگيران در بازار از بازدهي برخوردار هستند، اما بازار سرمايه كشور آنقدر در ركود فرو رفته است كه اگر همين امروز خبر «لغو تحريم عليه ايران منتشر شود»، ديگر اين بازار واكنش «شديدي» نسبت به آن به عنوان يك خبر خوب نشان نميدهد.
بورس تهران در سال 87 دو چهره متفاوت داشت؛ نيمه روشن آن، تقريبا در شش ماه اول سال نمايان بود كه كارنامه آن (تا پنج ماه اول سال) ثبت بازدهي 30درصدي سرمايهگذاري است. اما به تدريج با اوجگيري بحران اقتصادي غرب و تداوم كاهش قيمت محصولاتي كه ركود و تنزل قيمتها را در بازارهاي جهاني تجربه كردهاند، آخرين تير موجود در كمان بورس تهران؛ يعني سقوط قيمت محصولات معدني، فلزي و پتروشيمي هم رها شد.
بورس تهران اصولا يك بازار «كالا محور» است از اين رو به دليل نبود ابزارهاي مالي متنوع، (به عنوان انتخابهاي جانشين براي سرمايهگذاران) ركود يا به عبارتي كاهش ارزش سهام به سرعت (با وجود تثبيت كنندههاي متعدد نظير دامنه نوسان، حجم مبنا، بازي با نمادها و شاخصها) تمام بازار را فرا گرفت؛ به طوري كه شاخص كل از مرز رواني هشت هزار واحد در پايان سال به سمت پايين هم عبور كرد.
با اين وضع، بورس تهران در سال جاري از چشمانداز مثبتي برخوردار نيست و به دلايل متعدد نميتواند رقيب جدي براي ساير بازارهاي سرمايهپذير باشد.
از بعد پارامترهاي فرامرزي تداوم ركود اقتصادي در غرب و عدم افزايش قيمت محصولات معدني، فلزي و پتروشيمي، فرضيه قوي براي نبود بهبود ارزش «سهمهاي محور» در بازار سهام كشور است. همچنين نبود چشمانداز روشن براي افزايش بهاي نفت كه به خودي خود ميتواند سبب بهبود رشد اقتصادي با نفت و تقويت توزيع منابع در كشور شود نيز عامل موثري براي ترسيم چشمانداز روشن براي بورس نيست. در همين حال بروز رونق يا گسترش سايههاي ركود در بازاري كه به گفته مسوولان اين روزها عاري از حباب است تا اندازهاي براي همسويي يا ناهمسويي سياستهاي اعتباري، بانكي، تجاري و صنعتي وابسته است.
آزادي عمل بانكها در تعيين نرخ سود بانكي (هم سطح به نرخ تورم)، جلوگيري از افزايش تعرفه واردات و تسهيل واردات، عدم پرداخت تسهيلات به واحدهاي توليدي، حركت به سوي آزادسازي قيمت حاملهاي انرژي به عنوان اقدامي كه هزينه توليد را افزايش ميدهد، احتمال تغيير نرخ ارز، عرضه اوراق مشاركت با نرخهاي واقعي، انتشار گواهي سپرده بانكي، تداوم مداخله دولت در قيمتگذاري، تعليق در اجراي پروژههاي عمراني از جمله عواملي است كه رونق بورس تهران را به تعويق مياندازد. از سوي ديگر رشد نقدينگي به منظور تقويت طرف تقاضا، تسهيلات خريد سهام، عرضه سهام واحدهاي دولتي (IPO) به قيمت بسيار منطقي از جمله پارامترهايي است كه امكان تحركهاي مقطعي بورس تهران را فراهم ميسازد. با اين حال به نظر ميرسد بورس تهران با توجه به اوضاع پيش رو، بيشتر در سال جاري، عرصه جولان خريداران شبهدولتي باشد.
كاهش ارزش سهام، مشكل شناسايي سود، تعديل پيشبيني سود، اتخاذ سياست تقسيم سود حداقلي از سوي شركتها، محاسبه كاهش ذخيره ارزش، نياز شركتها به سرمايه در گردش، تداوم كاهش نسبت قيمت بر عايدي، افزايش ريسكشوندگي، تاخير در انتشار اطلاعيهها، درخواست توقف نماد برخي از شركتها از بروز حوادث غيرمترقبه در مجامع عمومي از جمله رويدادهاي مالي است كه امسال سهامداران و معاملهگران شاهد آن هستند. اين روزها در بورس تهران همه مشتاق دريافت اخبار پيشبيني چشمانداز خروج اقتصاد غرب از ركود هستند. آيا بورس تهران در سال 2010 از ركود خارج ميشود؟ عليرضا كديور، دبير گروه بورس دنياي اقتصاد ميگويد: «در سال جاري، افزايش نرخ سود سپردههاي بانكي در كنار شرايط نامساعد بازار سرمايه ميتواند كوچ نقدينگي را به سمت بانكها تشديد كند. در اين ميان دولت نيز با گنجاندن 5هزار ميليارد تومان درآمد ناشي از واگذاري شركتها در سال 88 نميتواند با بازار سرمايه بيتفاوت و منفعل برخورد كند؛ سالي كه گذر از آن براي همه از جمله دولت سخت خواهد بود.»
بازار مسكن؛ فنري زير سقف
بازار مسكن به عنوان يكي از بخشهاي اقتصادي كه بخشخصوصي سهم بالايي در آن دارد، در سال گذشته در مقايسه با سال 86 يك بازار سرمايهپذير و جذاب براي سرمايهگذاران، سازندگان و معاملهگران نبود. اين بخش به واسطه سياستهاي هدفمند دولت، ابتدا با تثبيت و سپس با كاهش قيمتها، تعديل منفي تشكيل سرمايه، كاهش عرضه و ركود در دادوستد روبهرو شد. اولين نشانههاي ركود در بازار مسكن در روزهاي پاياني فصل اول سال گذشته يعني بعد آن نمايان شد كه چندي پيش از آن، دولت در پي رشد پيچشي قيمتها، فعاليت شبكه مافيايي در اين بازار را دليل افزايش قيمتها دانست.
هيچگاه دولت اعضاي شبكه مافيايي مسكن را در بازاري كه سالانه با يكميليون تقاضا موثر جديد روبهرو است به طور ملموس و عيني به افكار عمومي معرفي نكرد. در همين فاصله، دولت اواخر سال 86 و طي سال 87 برنامه دو وجهي را سرلوحه برنامه خود براي بازار مسكن قرار داد.
ابتدا دولت با توقف اعطاي تسهيلات مسكن تلاش كرد تقاضاي ناشي از سفتهبازي را از بازار مسكن خارج كند. سپس با طرح خانه دار شدن خانوارهاي كمدرآمد و بدون سرپناه و تخصيص اعتبارات مديريت شده تلاش كرد به عطش تقاضاي خريد مسكن پاسخ دهد.
برون داد سياستهاي دولت در پايان سال 87 نشان ميدهد دولت با حذف سهم منابع بانكي از گردونه دادوستد توانست بازار مسكن را با ركود يا تثبيت و حتي كاهش قيمت مواجه كند. از سوي ديگر تا اندازه زيادي از ميزان سرمايه ورودي به اين بازار كاسته شد، اگرچه دولت كاهش قيمتها را نشانه آثار مثبت سياستهاي اجرايي در بخش مسكن معرفي ميكند، اما تحليلگران بر اين عقيدهاند كه كاهش قيمت به واسطه افزايش توليد و عرضه مسكن و مكانيزم واقعي بازار صورت نگرفته و دولت با سياستهاي اعتباري، سايه ركود در اين بخش را گسترش داده است. دولت در سال 87، افزون بر جلوگيري از تزريق اعتبارات بانكها به بازار و ساخت و ساز با برقراري ماليات 20 تا 30درصدي بر معاملات مكرر (بيش از سهمرتبه خريد و فروش) تلاش كرد به طور فيزيكي و رواني راه سوداگري در بازار مسكن را تا حد امكان، مسدود كند.
بعد دوم برنامه دولت براي بازار مسكن به برنامه مسكن «مهر» (خانهدار شدن حدود 5/1ميليون خانوار) اختصاص داشت كه آن هم با وجود تحويل زمين به شماري از تعاونيها با چالش تعويق اعطاي تسهيلات از سوي بانك مركزي روبهرو شد.
در اين وضعيت دولت مدعي است كه طرح مسكن مهر سهم بسزايي در كنترل قيمت مسكن داشته است، اما به طور عيني ميتوان گفت كه چون محصول اين برنامه ساخت و ساز وارد بازاري كه همواره سالانه با حدود 800هزار تا يكميليون افزايش تقاضا روبهرو است، نشده بنابراين چنين برداشت سياسي فقط در چارچوب گزارشهاي عملكرد قابل بهرهبرداري و ارائه است.
اما كارشناسان تجربي بازار مسكن چه چشماندازي را براي بازار مسكن در سال گاو ترسيم ميكنند؟
آنها بر اين عقيدهاند كه آغاز رونق بازار مسكن در همان نقطهاي قرار گرفته كه ركود از آن نقطه شروع شده بود و آن چيزي نيست جز تغيير 180 درجهاي در سياستهاي اعتباري بانك مركزي در قبال تحولات و الزامات بازار مسكن.
اگر چه رييس كل بانك مركزي از ميان بروز دو حالت ركود و تورم، دومي را انتخاب ميكند، اما صرفا سياستهاي پولي در بانك مركزي فاقد استقلال، تعيين نميشود و نقش دولت در اين زمينه پررنگتر است.
تحليلگران، شرايط كنوني بازار مسكن را به مثابه «فنري زير سقف» توصيف ميكنند كه در آينده نامعلوم رفتاري ارتجاعي دارد.به گفته آنها، چنانچه بانكها (حتي با وجود افزايش نرخ سود تسهيلات) پرداخت تسهيلات مبادله و مشاركتي به بخش مسكن را از سر بگيرند، به دليل افزايش و انباشت سطح تقاضا و وجود باورهاي سنتي سرمايهگذاران به بازدههاي رويايي سرمايهگذاري در اين بازار، بهاي مسكن در سال جاري افزايش خواهد يافت.
البته حال كه رييس كل بانك مركزي ميگويد: «اولويت اول ما صنعت و اولويت دوم مسكن است، جداي از چرخش در سياستهاي بانك مركزي به عنوان متغير اقتصادي، چشمانداز بازار مسكن همانند ساير بازارهاي سرمايهپذير متاثر از فرجام انتخابات رياستجمهوري است.»فعالان تجربي بازار مسكن ميگويند با وجود اينكه در اواخر بهار به دليل شروع فصل نقل و انتقال مستاجران، امكان بروز تغييرات جزيي در قيمتها وجود دارد، اما چنانچه نتايج انتخابات منجر به تغيير سياستهاي اقتصادي جاري شود، امكان چندگانگي در بازار مسكن وجود دارد.
اما نظر دبير بخش مسكن «دنياي اقتصاد» چيست؟
«فريد قديري» معتقد است: «روند قيمتها تا سه ماه اول فصل بهار به همين منوال است، چنانچه سياستهاي بخش مسكن تغيير نكند، سرمايهگذاران، سازندگان و معاملهگران انگيزه حضور در بازار ندارند و بازار دچار تحرك نخواهد شد.»
بازار خودرو، عبور از تله
روزي نبود كه در سال گذشته و سال جديد ايرانيان خبري از ورشكستگي و فروش ارزان شركتهاي خودروساز غربي دريافت نكنند و اين مساله بر انتظار آنان در خصوص كاهش قيمت خودرو و خريد ارزان آن تاثير گذاشته است. آيا خودرو امسال ارزان ميشود؟ بسياري از كارشناسان بر اين باورند كه برخي از متقاضيان خريد خودرو، تقاضاي خويش را به سال 88 منتقل كردهاند و همين مساله باعث افزايش تقاضا در سال خواهد شد. با اين حال خودروسازان به طور جدي كاهش قيمت خودرو در سال جديد را رد ميكنند. از همين اواخر سال گذشته جدال فكري بر سر كاهش يا افزايش قيمت خودرو در سال آينده بالا گرفته بود.
شماري از كارشناسان از جمله دبيرگروه خودرو «دنياي اقتصاد»، «مرجان شهرياري» كاهش قيمتها را سراب ميدانند.
موافقان كاهش قيمت خودرو در سالجاري، به موضوع كاهش قيمت در قرارداد خريد مواد اوليه در نيمه اول سال 87 اشاره ميكنند. آنها بر اين عقيدهاند تامين قطعات در برهه اوج بحران مالي ميتواند قيمت خودرو را در سالجاري كاهش دهد.
اما مخالفان چنين ديدگاهي ضمن ناچيز دانستن سهم هزينه تامين قطعات، اثر ساير هزينهها از جمله پرداختهاي دولتي، هزينههاي توزيع، فروش و لجستيك، هزينههاي مالي، سنواتي سازندگان، بيمه، حملونقل، هزينههاي پرسنلي افزايش تعرفه خدمات دولتي نظير آب، برق، تلفن و بالا نبودن بهرهوري در شركتهاي خودرو را از جمله دلايل رشد قيمت خودرو در سالجاري عنوان ميكنند.
جداي از اينها احتمال تجديد نظر دولت در نرخ ارز، هدفمند شدن يارانهها، احتمال افزايش نرخ تسهيلات بانكي، اعمال تحريمها به ويژه در خصوص تامين مالي گران از جمله دلايل ديگري است كه احتمال كاهش قيمتها را به سراب تبديل كرده است.
بنابراين چنانچه اين پيشبينيها تحقق يابد، ورود نسيم مطبوع بحران جهاني (كاهش قيمت خودرو) امسال هم به ايران نميرسد.
خودروسازان سال گذشته تلاش وافري را براي عبور از مخالفتهاي وزارت صنايع و معادن با افزايش قيمتها داشتند كه شايد امسال بتوانند از اين مانع پيش رو عبور كنند و شايد هم خير!
امسال بازار خودرو مثل هر سال در بخش تقاضا شاهد افزايش تقاضاي مصرفي خواهد بود و به ميزاني كه ساير بازارها از بازدهي مناسبي برخوردار نباشند، تقاضاي واسطهگري دراين بازارها هم افزايش خواهد يافت. در بخش عرضه، همزمان با كاهش نقش موسسات مالي و موسسات ليزينگ در بخش فروش اقساطي، به نظر ميرسد به دليل نياز شركتهاي خودروساز به سرمايه در گردش و توليد مستمر، فروش اقساطي (چكي) بدون بهره يا روشهاي جديد فروش غيرنقدي توسعه پيدا كند. تغيير در شكل و شمايل خودروهاي موجود در بازار براي فرار از تله قيمتهاي تثبيت شده، تكنيكي است كه امسال هم از سوي خودروسازان دنبال ميشود.
عرضه خودروهاي جديد با قيمت اكونومي در سال جاري، سهم بسزايي از شكلگيري جريان نقدي ورودي به اين بازار دارد.
از سوي ديگر بخشي از تقاضاي داخلي به دليل فقر عرضه مدلهاي جديد توليد داخلي به سمت خودروهاي گران وارداتي هدايت ميشود.خودروسازان داخلي هم با فروش غيرنقدي و اينترنتي در سال جاري تلاش ميكنند كه تقاضا و سود حاصل از شبكه واسطهگري را به سمت بنگاه خود هدايت كنند كه تحويل بههنگام و براساس سررسيد، در تغيير و انتقال تقاضا به سمت رقبا نقش بسزايي دارد. با اين حال در سال جاري شائبه دستكاري بازار يا كنترل عرضه و تقاضا از سوي توليدكنندگان در مواقعي كه انتظار افزايش قيمتها پديد ميآمد، همچنان وجود دارد. البته خودروسازان داخلي اين موضوع را به دليل افزايش توليد و دستيابي به ركورد هميشه رد ميكنند.در مجموع امسال بازار خودرو با فشار تقاضاي خريد غيرنقدي تداوم واردات، نوسان قيمتها، امكان نوسانگيري و كمبود اعتبارات ارزان روبهرو خواهد شد.
بازار طلا؛ سكه ميشود؟
پس از صعود افسانهاي طلا در زمستان سال 1386 شمسي (همراه با افزايش بهاي نفت) بار ديگر باور ديرپا و سنتي سرمايهگذاري در بازار طلا، چه با هدف كسب بازدهي منطقي و چه به منظور تمهيدي براي حفظ ارزش داراييها در وضعيت تورمي، در ميان دارندگان سرمايه خرد و كلان تقويت شد. اما بازار طلا و سكه در سال 87 از بازدهي سال ماقبل برخوردار نبود و سرمايهگذاراني كه با يادمان 86 در سال 87 وارد اين بازار شدند، به دليل كاهش نوسانات و رشد نرخ تورم ماهانه حدود 25درصدي، از نظر واقعي با زيان كاهش ارزش سرمايهشان روبهرو شدند. اگر چه در پايان سال گذشته، بهاي سكه در بازار داخلي اندكي تقويت شد، اما افزايش قيمت طلا در بازار داخلي متاثر از رفتار بازارهاي جهاني نبود. چون روند قيمتها در بازارهاي جهاني صعودي نبوده و تحليلگران در ابتداي وقوع بحران مالي در غرب بر اين اعتقاد بودند كه بعد از افت ارزش سهام در بازارهاي مالي، ارزش فلزات از جمله طلا به واسطه افزايش قيمت نفت افزايش خواهد يافت. اما از آنجايي كه بحران مالي غرب ابتدا از بخش بانكي به بخش بازار سهام و سپس به بخش واقعي (توليد) منتقل شد، بسياري از معادلات و روابط همگرا و واگرا در بازارها به هم ريخت و بر پيچيدگي تحليل آينده بازار افزود؛ چرا كه بحران و افت قيمت فقط به محدوده جغرافيايي يك بازار محدود نميشد و كاهش نرخ رشد اقتصادي جهان، افزايش بيكاري و تورم متاثر از بحراني فراگير بود. از اين رو تغييرات ارزش طلا در ابعاد بازارهاي جهاني در آينده به شدت متاثر از اوضاع اقتصاد جهاني است. برخي از تحليلگران هنوز بر اين باورند كه افزايش بهاي نفت چه به دليل افزايش تقاضاي ناشي از متغيرهاي اقتصادي چه به دليل عوامل سياسي نظير وقوع جنگ را بايد سرآغاز براي افزايش قيمت طلا معرفي كرد. برخي ديگر، تداوم كاهش شديد قيمت سهام و تشديد بياعتمادي به سرمايهگذاري و خريد داراييهاي مالي را زماني براي وقوع تكانه قيمت در بازار طلا ميدانند. برخي از تحليلگران بعد از كاهش مستمر اما تدريجي نرخ بهره در آمريكا و ساير كشورهاي صنعتي، احتمال تقويت ارزش دلار را شروعي براي تمايل سرمايهگذاران براي اعتماد و ورود به اين بازار فرض ميكند و در نهايت برخي از تحليلگران پايان سال 2009 و خروج از بحران را زماني طلايي براي مشتاقان اين بازار پيشبيني ميكنند.
با وجود اين كه بهاي نفت اندكي اين روزها افزايش يافته است، اما نوسانگيران حرفهاي بازار طلا نيز چشمانداز قطعي براي روند قيمتها در اين بازار ندارند. جنس خوشبيني و بدبيني نسبت به فرصتها و تهديدها در بازار داخلي طلا اندكي با آنچه در ساير بازارها وجود دارد، متفاوت است.رفتار بازارهاي داخلي طلا و سكه تا اندازه زيادي تحت تاثير رفتار بازارهاي جهاني است. وقتي قيمت طلا در بازارهاي جهاني افزايش يافت، كارگزاران بازار داخلي با نشان دادن يك واكنش شديد، قيمتهاي خود را با نوسانات جهاني تنظيم ميكنند. اما هنگامي كه قيمت طلا در بازارهاي جهاني كاهش مييابد، در بسياري از مواقع مشاهده ميشود، تعديل كاهنده قيمتها در بازارهاي داخلي همسطح با نوسانات كاهشي در بازار جهاني نيست. در مجموع قيمتهاي طلا و سكه در بازار داخلي تا اندازه زيادي به چسبندگي قيمتها در سطح بالا تمايل دارد و همين نوسانات فرصتي است براي سرمايهگذاران حرفهاي. نكتهاي كه در سال گذشته مورد توجه گزارشگري تيزبين قرار گرفت، واگرايي رفتار بازار داخلي در بازارهاي خارجي بود به اين ترتيب كه قيمت طلا در بازارهاي جهاني در زمستان سال گذشته روند كاهشي را تجربه كرد، اما قيمت سكه در بازار داخلي روندي صعودي داشت.
به گفته مسعود طاهري «گزارشگر بازارهاي جهاني گروه بانك و بيمه دنياي اقتصاد» به دليل اين كه دولت قصد داشت سكه طلا را به عنوان عيدي به پرسنل ادارهها و سازمانها بفروشد و از سويي كسري منابع را از اين طريق جبران كند، قيمت سكه را در بازار تهران افزايش داد. اما در سال جاري وضعيت بازار طلا و سكه چگونه خواهد بود؟
امسال سرنوشت تغيير قيمتها و ارزش سرمايهگذاريهاي انجام شده در بازار طلا و سكه با چند پارامتر و تصميم داخلي و خارجي وابسته است.در بعد داخلي، كاهش قدرت خريد افراد جامعه به تبع افزايش تورم، كاهش درآمد عمومي و تغيير در ميزان حجم نقدينگي ميتواند از ورود و فشار تقاضاهاي مصرفي به جز اعياد و مناسبتها بكاهد، از سوي ديگر وضعيت بازده سرمايهگذاري در بازار مسكن، سرمايه و پول ميتواند در ركود و رونق اين بازار اثر بگذارد. چنانچه وضعيت بازارهاي مزبور همچنان در ركود باشد، امكان حركت سرمايهها به سوي بازار طلا و سكه وجود دارد.
به نظر ميرسد، رقيب بازار طلا و سكه در سال جاري براي سرمايههاي اندك، بازار پول باشد. اگر نرخ سود سپردهها در سال جاري به طور رقابتي تعيين شود و بانكها براي جذب منابع، سود مناسبي را در نظر بگيرند، (حداقل همسان با نرخ تورم)، بخشي از منابع به سمت بازار پول هدايت خواهد شد.
با اين حال چنانچه قيمت طلا روند افزايشي را طي كند، سرمايهگذاران مخاطرهجو، كسب بازدهيهاي حداقل هفتهاي يك درصدي را به سود سالانه حداكثر 20 تا 25درصد ترجيح ميدهند.
از نظر جهاني، رونق بازار طلا در سال جاري ابتدا به وضعيت تقاضا براي خريد نفت، تقويت ارزش دلار و تغيير وضعيت جهاني اقتصاد وابسته است. ازسويي احتمال وقوع جنگ تاثيرگذار بر ارزش طلا نيز بسيار بعيد به نظر ميرسد.
برخي از تحليلگران بر اين باورند كه ريسك كاهش رشد اقتصادي در سه ماه دوم 2009 و ارائه سقوط بازارهاي سهام به همراه ريسك تورم كه به وسيله عرضه پول و پشتيباني دولتها از موسسات مالي و شركت رخ داده است، ميتواند فشاري روي خريد طلا به حساب آيد. از سوي ديگر ريسك افزايش بازدهي دلار و كاهش اختلاف بهره دلار كوتاهمدت با ارزهاي پرريسك ميتواند به تقويت دلار كمك كند و تقويت دلار سدي در برابر افزايش ارزش طلا تلقي شود. با اين حال، پارامترهاي تاثيرگذار بر بازار داخلي در سال جاري احتمالا (شايد) به گونهاي رفتار كنند كه بازار طلا و سكه مسيري جداي از روند جهاني را طي كند.
به طور عمومي كماعتمادي به بهبود وضعيت اقتصادي عاملي است كه ميل به سرمايهگذاري در اين بازار را تقويت ميكند. اما فراتر از پارامترهاي رواني، تصميمهاي بزرگترين عرضهكننده و حراجي سكه طلا در بازار يعني دولت در تعيين قيمت آن در سال جاري بسيار موثر است.
چنانچه در سال جاري كسري بودجه آنقدر به دولت سال 88 فشار بياورد (بهويژه دولت نيمه دوم) كه بخواهد در قيمت فروش محصولاتش نظير دلار و سكه تجديدنظر كند، در آن صورت ارزش سكه و طلا به واسطه تغيير نرخ ارز (افزايش نرخ دلار) تغيير خواهد كرد. در مجموع تصميمهاي دولت بهويژه از سه ماهه دوم در روند قيمتهاي بازار طلا نقش بسزايي دارد.
بازار ارز؛ بازار نرخهاي مصنوعي
با وجود اينكه ارزش پولهاي خارجي بر اثر گسترش دامنه ركود در اقتصاد كشورهاي صنعتي روند نزولي را طي كرد و ارزش اكثر ارزها در برابر ريال ايران در سال گذشته كاهش يافت، اما ارزش دلار در برابر ريال ايران در مرز رواني يكهزار تومان دائما در نوسان بود. ارزشگذاري پايين دلار در برابر ريال، با هر انگيزه سياسي و اقتصادي، همچنان فرصتي را براي خريد ارزان از سوي متقاضيان فراهم كرد. اما كارشناسان اقتصادي در سال گذشته در شرايطي كه درآمدهاي نفتي دولت روند نزولي را طي ميكرد، نسبت به سياستهاي محتاطانه ارزي دولت يا پايين نگه داشتن نرخ برابري دلار انتقادهاي متعددي را مطرح كردهاند.
اين انتقادها به ويژه در وضعيتي مطرح شد كه دولت نرخ 950 تومان را براي هر دلار در لايحه بودجه سال 88 برگزيد و وجود كسري در بودجه 88 با تعيين اين نرخ براي دلار، مغايرت داشت.
اما تعيين يك دامنه يا باند قيمتي باريك براي دلار از سوي دولت همواره با هدف كاهش هزينه واردات، جلوگيري از اثر افزايش هزينه واردات بر شتاب نرخ تورم و مديريت تقاضا كل صورت گرفته و همچنان ميگيرد. امسال نيز با وجود اينكه انتقادها نسبت به آثار پايين نگهداشتن و تعيين نرخ مصنوعي براي دلار از سوي تشكلهاي صادراتي و بنگاههاي صادراتگرا بالا ميگيرد، اما به نظر ميرسد دولت با اعلام نرخ شناور مديريت شده، از تعيين نرخ رشدي فراتر از سطح 15 تا 20درصد حداكثر تا پايان سال امتناع خواهد كرد مگر آنكه فشار از ناحيه كسري بودجه شرايط ديگري را رقم بزند.
افزون بر اين در ميان مدت كمتر احتمال دارد ارزهاي پربازده نظير دلار استراليا، ين ژاپن و دلار كانادا به واسطه شرايط كنوني جهاني با نوسانات فزاينده روبهرو شوند مگر آنكه چهره ركود كمرنگ شود و برنامههاي تزريق منابع مالي جواب دهد.
امسال كاهش ارزش يورو در برابر ريال فرصتي را ايجاد كرده كه واردكنندگان كالاهاي مصرفي و سرمايهاي و واسطهاي خريدهاي ارزانتري را نسبت به سال 86 انجام دهند.
با اين حال از نگاه بسياري از فعالان تجربي بازار، امسال سال دلار در بازار غيررسمي ارز است چه از آن جهت كه اگر گشايشي جدي در روابط سياسي و تجاري ايران و آمريكا رخ دهد، در ارزش پول ملي دو كشور تاثير خواهد گذاشت و چه از اين نظر كه يكي از گزينههاي عملياتي فراروي دولت براي تامين منابع درآمدي بودجه، تجديدنظر در ارزش دلار است. بازار ارز «بهطور بالقوه» در سال جاري، يكي از بازار بديلهاي سرمايهگذاري و جانشين بازار پول و مسكن و سرمايه خواهد بود. البته اگر نرخ سود بانكي بهطور واقعي و همسان با نرخ تورم تعيين نشود، بازار مسكن در وضعيت سال قبل باقي بماند و بورس تهران نيز از بازده مناسبي براي سرمايهگذاري برخوردار نباشد، بازار غيرمتشكل ارز در سال جاري، افزون بر تقاضاهاي شركتي، مسافرتي و دانشجويي با فشار تقاضاي جديد آنان كه به بهبود اقتصادي سال 2010 چشم دوختهاند، روبهرو ميشود: شكلگيري يك جريان قوي نقدي ريالي به سود كسي نيست، جز بزرگترين دارنده و فروشنده ارز!
محسن ايلچي-روزنامه دنياي اقتصاد
تعریف بودجه
بودجه سندی است شامل پیش بینی درآمدها و هزینه های عمومی در ظرف مدت معینی ، به منظور اجرای عملیات معین برای دست یابی به اهداف تعیین شده با قدرت اجرایی مشخص .
بودجه بندی در خانواده
بودجه بندی در خانواده جهت اداره درست هزینه های خانواده ، گرچه برای خانواده ها امری لازم است ، ولی برای خانواده های کم درآمد و فقیر لازمتر از دیگر خانواده هاست . اگر خانواده های پردرآمد ،بر اثر مدیریت نادرست هزینه های خانواده ، مجبور به اختصاص دادن حجم زیادی از درآمد به هزینه ها می شوند و در نتیجه ، کار بیشتر را بر نان آور خانه تحمیل می کنند ، در مورد خانواده های کم درآمد ، مدیریت نادرست هزینه ها ، گاه زندگی خانوادگی آنها را از هم می پاشد. اگر اشتباه یک خانواده مرفه در هزینه های تجملی ، به آسانی قابل جبران باشد و شاید هیچ فشار مالی بر خانواده وارد نسازد ، این امر برای یک خانواده متوسط و یا کم درآمد شاید جبران ناپذیر باشد و یا با تحمل سختی همراه باشد . برای نمونه خرید یک اتومبیل به بهای 12 تا 18 میلیون تومان برای یک خانواده پولدار با توجه به میزان پس انداز و دارایی و درامد خانواده ، شاید هیچگونه فشاری بر آن وارد نسازد ، ولی برای یک خانواده کم دآمد هزینه ای بسیار کمرشکن به شمار آید . پس در بودجه بندی در خانواده باید میزان هزینه ها با میزان درآمد همخوانی داشته باشد تا با کسری بودجه و مشکلات ناشی از آن در خانواده مواجه نشویم .
بنابراین به طور کلی میتوان گفت ، بودجه یک خانوار ، یک برنامه کاریا یک پیش بینی و مجوز است که میتواند معیار هزینه هایی باشد که در طول یک دوره معیین اعمال می شود تا خانواده به اهداف و مقاصدی که در نظر دارد دست یابد
طرح تحول اقتصادي در قالب هدفمندسازي يارانهها در قدم اول با حذف يارانههاي حاملهاي انرژي براي اجرا مطرح شده است.
آثار و پيامدهاي اجرايي اين سياست در بخش مسكن از نظر اثرات مستقيم و غيرمستقيم بر عرضه و تقاضاي بخش در افق كوتاه مدت و بلندمدت قابل تحليل است كه در ادامه به بررسي آنها ميپردازيم.
آثار كوتاه مدت حذف يارانههاي انرژي بر بازار مسكن
حذف يارانه حاملهاي انرژي در كوتاه مدت بر متغيرهاي زير موثر واقع خواهد شد:
قيمت تمام شده ساخت مسكن: از آنجا كه قيمت تمام شده ساخت مسكن ناشي از قيمت تمام شده نهادههاي توليد ميباشد، هر گونه تغيير در قيمت نهادههاي فوق منجر به تغيير قيمت تمام شده ساخت مسكن ميشود. از جمله نهادههاي توليد مسكن كه تحت تاثير آثار حذف يارانههاي انرژي قرار ميگيرند، ميتوان به مصالح ساختماني و نيروي انساني شاغل در اين بخش اشاره كرد. با توجه به ميزان انرژيبري بالاي توليد مصالح ساختماني كه در كشور به صورت سنتي توليد ميشود، حذف يارانه حاملهاي انرژي از جمله برق، گاز، مازوت و نفت افزايش قيمت توليد مصالح ساختماني اتفاق خواهد افتاد.
به عنوان مثال براي توليد يك تن بتن در شرايط كنوني به طور متوسط ميزان 5/3گيگاژول انرژي لازم است كه با توجه به ضريب تبديل واحدهاي متعارف انرژي معادل 6/0بشكه نفت خام ميباشد يا براي توليد يك تن گچ از طريق روشهاي مختلف توليد به طور متوسط به ميزان 126/1گيگاژول انرژي كه معادل تقريبا 2/0بشكه نفت خام ميباشد، انرژي مصرف ميشود. همچنين بر اساس گزارشهاي آماري وزارت صنايع و معادن توليد آجر سفالي به روشهاي كنوني جزء 10درصد بالاترين گروه انرژيبري توليد است. شايان ذكر است سهم هزينه مصالح ساختماني در قيمت تمام شده ساخت مسكن 70درصد است.
به علاوه پس از حذف يارانه حاملهاي انرژي، هزينه حملونقل مصالح ساختماني نيز به شدت بالا رفته و از اين كانال نيز موجب افزايش هزينه استفاده از مصالح ساختماني در ساخت مسكن و لذا افزايش قيمت ساخت مسكن خواهد شد.
از طرف ديگر، هزينه دستمزد نيروي انساني شاغل در بخش توليد مسكن نيز پس از افزايش سطح عمومي قيمتها و افزايش در دستمزد بخشهاي غيردولتي لاجرم افزايش مييابد. هرچند كه در طرح پيشنهادي حذف يارانهها (ماده 13 لايحه)، الزام قانوني افزايش دستمزدها براساس ماده 41 قانون كار (افزايش نرخ حداقل دستمزد تابعي از نرخ تورم و هزينههاي سبد خانوار ميباشد) را ملغي دانسته است، ليكن اين امر منافي افزايش دستمزدها در بخشهاي غيردولتي به واسطه حذف يارانهها نيست. (ضمنا پيشنهاد اصلاح ماده 13 لايحه نيز مبني بر حذف عدم افزايش دستمزدها مطابق نرخ تورم مطرح و به قوت پيگيري ميشود.) لذا با توجه به سهم تقريبي 30درصدي دستمزدها در قيمت تمام شده ساختمان، افزايش ناشي از حذف يارانهها به افزايش قابل توجه قيمت تمام شده مسكن منتهي ميگردد.
تقاضاي واقعي (سكونتي) مسكن: تقاضاي مصرفي مسكن تابعي از قيمت مسكن، درآمد خانوار و پساندازها، توسعه بازارهاي مالي و دسترسي به تسهيلات و... ميباشد. از آنجا كه پس از اجراي طرح مذكور هزينههاي توليد مسكن و بنابراين قيمت مسكن افزايش مييابد، با توجه به افزايش هزينه اقلام مصرفي در بودجه خانوار، پساندازها كاهش يافته و منجر به كاهش دسترسي به مسكن شده و بنابراين تقاضاي مصرفي مسكن كاهش خواهد يافت.
تقاضاي سوداگرانه مسكن: يكي از مهمترين ويژگيهاي ساختاري بخش مسكن وجود نوسانات ادواري شديد در توليد مسكن ميباشد كه قطعا بر ميزان حضور تقاضاي سوداگرانه در «بخش» موثر واقع خواهد شد. بررسيهاي صورت گرفته حاكي از آن است كه تقاضاي سوداگرانه مسكن در دورههاي ركود و رونق به ترتيب به 30 و 60درصد بالغ ميگردد. چنانچه حذف يارانههاي حاملهاي انرژي به افزايش سطح عمومي قيمتها منجر گردد، بخش قابل توجهي از نقدينگي در بازار جذب سطح عمومي قيمتها ميگردد و از اين طريق فشار بر تقاضاي سرمايهاي فروكش خواهد كرد.
توليد مصالح ساختماني: با توجه به شيوههاي كنوني توليد مصالح ساختماني كه عمدتا و قريب به اتفاق آنها با استفاده از انرژي بسيار زياد صورت ميگيرد، توليد مصالح ساختماني از جمله فولاد، سيمان، آجر، سفال و... كه انرژيبري بسيار بالايي در توليد دارند متاثر شده و تا قبل از اصلاح شيوههاي توليد، منجر به تعطيلي بسياري از كارخانههاي توليدكننده اين مصالح خواهد شد.
تقاضاي مسكن گروههاي كمدرآمد: براساس لايحه هدفمندسازي يارانهها، 60درصد درآمد حاصل از حذف يارانه انرژي به 7 دهك اول تعلق داشته و انتظار ميرود درآمد اسمي اين گروهها افزايش يابد؛ اما با توجه به افزايش همزمان سطح عمومي قيمتها، درآمد حقيقي اين گروه افزايش نخواهد يافت و همچنين با توجه به اينكه ميل نهايي به مصرف در اين گروهها بالا ميباشد، حتي اگر اين امر منجر به ارتقاي درآمد واقعي آنها نيز شود، انتظار نميرود موجب افزايش توان پرداخت اين گروهها براي مسكن شود.
با توجه به موارد ذكر شده، در كوتاهمدت افزايش قيمت تمام شده، كاهش تقاضاي واقعي، كاهش تقاضاي سرمايهاي در «بخش» اتفاق ميافتد كه منجر به تعميق شرايط ركودي- تورمي در بخش مسكن خواهد شد.
آثار ميانمدت و بلندمدت حذف يارانههاي انرژي در بخش مسكن
الگوي ساخت: از آنجا كه روشهاي سنتي ساخت مسكن به واسطه استفاده از مصالح ساختماني با انرژيبري بالا، به شدت انرژيبر ميباشند، تغيير شتابان الگوي ساخت مسكن و استقبال از فنآوريهاي نوين ساخت، از آثار قطعي حذف يارانههاي انرژي است.
اثر كلي بر بازار مسكن: در افق ميانمدت و بلندمدت كه فرصت تعديل قيمتها و نيز فرصت استفاده از فنآوريهاي ساخت فراهم ميگردد، تعادل عرضه و تقاضا، رشد سرمايهگذاري و شرايط افزايش توليد مسكن فراهم خواهد شد.
توصيههاي سياستي در خصوص اجراي لايحه هدفمندسازي يارانهها در بخش مسكن
با توجه به موارد ذكر شده در فرآيند اجراي حذف يارانه حاملهاي انرژي در كوتاهمدت، بخش مسكن شاهد نوسانات ادواري شديدي كه منجر به تعميق شرايط ركودي- تورمي در «بخش» نيز خواهد شد. ليكن بهرغم آثار فوق، اجراي سياست مذكور در ميانمدت و بلندمدت حاوي آثار مثبتي هم بر بخش مسكن و هم اقتصاد كشور خواهد بود.
همچنين در بخش مسكن، تغيير الگوي ساخت و در اقتصاد كشور صرفهجويي بسيار بالا در مصرف انرژي از پيامدهاي ديگر اجراي سياست فوق ميباشند.لذا در راستاي به حداقل رساندن آثار و تبعات اجراي سياست هدفمندسازي يارانهها و بهرهگيري از مزاياي بلندمدت آن، رعايت موارد زير توصيه ميگردد:
- با توجه به رشد فزاينده تقاضاي مسكن در 5 سال آينده، فرآيند حذف يارانه انرژي بهصورت تدريجي و همراه با اعمال سياستهاي تشويقي استفاده از الگوهاي توليد صنعتي ساختمان ضروري ميباشد.
- با توجه به اينكه اجراي موارد مندرج در مبحث 19 مقررات ملي ساختمان با رويكرد صرفهجويي در مصرف انرژي در ساختمان منجر به كاهش حداقل 50درصد مصرف سوخت در ساختمان ميشود، توصيه ميگردد سياستگذاري، تدوين استانداردهاي مصرف و برچسب انرژي و ارائه راهكارهاي مصرف منطقي انرژي در بخش ساختمان در اولويت وظايف سازمان بهينهسازي مصرف سوخت قرار گيرد و بخشي از درآمدهاي اين سازمان نيز جهت اجرايي شدن مقررات فوقالذكر هزينه شود.
منبع:دنياي اقتصاد
اگراز علم اقتصاد ومديريت خانواده بي بهره هستيد ونمي توانيد چرخ هاي زندگي را به درستي بگردانيد ديگران(خدا وسرنوشت ودولت و...)چه تقصيري دارند؟ سفره اي به اين بزرگي جلوي همه گشوده است وهمه موجودات عالم در آن سهمي دارند،اگر شما سهم خودتان را برنداريد،ديگران بر مي دارند وشما در مضيقه خواهيد ماند.
بنابراين اگر مي خواهيد رفاه بيشتري داشته باشيد ونابرابري درآمدها با هزينه ها نگرانتان نكند،اول مقدماتي از علم اقتصاد خانواده را فرا بگيريد وبعد هم آستين همت را بالا بزنيد وكار بيشتري انجام دهيد.به اين ترتيب هم مشكل امروزتان حل خواهد شد وهم چيزي براي روز مبادا وآينده كنار خواهيد گذاشت.
بشر در طول تاريخ درمواجه با مشكلات ومصائب وكمبودها با تفكر راه حل هاي جديد وكارساز خلق كرده است كيفيت زندگي امروز ما پاسخي به مشكلات ديروزماست. لذا مطمئن باشيد درهاي ابداع وابتكار به روي هيچ كس بسته نيست وهر كس به اندارزه كافي هوش واستعداد دارد كه بتواند از ميان هزاران راه موجود براي زندگي بهتر يكي را برگزيند.اين همه كلاس هاي تعليم رموز موفقيت با آن شهريه هاي گزاف اگر به راستي نمي توانستند مشتريان را راضي كنند تاكنون حتما درشان را تخته كرده بودند.
ما معمولا با پرسش هاي زير مواجه هستيم؟
چرا به اندازه كافي درآمد نداريم؟
چرا درآمدم كفاف هزينه هايم را نمي دهد؟
از چه راه هائي مي توانم اقتصاد زندگي خودم را به حد تعادل برسانم؟
چرا در برابر كاري كه انجام مي دهم پول كافي براي زندگي دريافت نمي كنم؟
چرا درآمد ماهانه مان از سطح مشخصي بالاتر نمي رود؟
چرا كارفرما قبول نمي كند كه دست مزد بيشتري به كاركنان بپردازد؟
اقتصاد خانواده چيست؟ از چه صحبت مي كند؟
اقتصاد خانواده علمي است كه بخشي از آن را در مدارس و دانشگاه ها مي آموزيم وبخشي را هم در تعامل مادي با جامعه كسب مي كنيم .البته ابتكارات شخصي يا نحوه زندگي اقشار مختلف مردم را در مديريت بهينه خانواده نبايد ناديده گرفت. نحوه زندگي مردم بخشهائي از ميهن مان حكايت از مديريت بهينه اقتصاد خانواده است.مردم خطه آذربايجان ،استان اصفهان از مصاديق بارز اين گروه هستند.
عموما مردمان اين اقليم ها مي توانند دخل وخرجشان را متناسب تركنند.
كارشناسان بانك مركزي معتقدند كه در اين استانها در آمد خانوارها معمولا از هزينه هايشان بالاتر است،اما واقعيت را بايد در جاي ديگري جستجو كرد وآن هم اين است كه اين خانوارها همه درآمد خودشان را در طول ماه ويا سال خرج نمي كنند وبخشي از آن را كنار مي گذارند،به عبارتي آنها با پس انداز كردن الفت بيشتري دارند.
در مقابل در استان هاي شمالي كشور،مردم به دست ودل بازي(شايد بتوان گفت ولخرجي)شهره اند.آنها نه تنها درآمد ماهانه خودشان را تمام وكمال خرج مي كنند،حتي با قرض بخشي از درآمدهاي آينده خودشان را به مدد معاش امروزشان پيش خور مي كنند.
با اين مقدمات، اقتصاد خانواده به رفتارهائي اطلاق مي شود كه هركس در زندگي مادي خويش در پيش مي گيرد وطبعا از همه خصوصيات شخصي ومحيطي او متاثر مي شود.
اقتصاد خانواده،به زبان ساده تر اقتصاد زندگي است.در همه سال ها ودوره هاي زندگي جاري است وجاي پاي آن همه جا پيداست.برخلاف تصور عمومي اقتصاد خانواده صرفا در هزينه كردن در آمدهاي خانواده در طول دوره ماهانه ويا سالانه خلاصه نمي شود،بلكه زنجيره اي از رفتارها يي است كه بر همه زندگي خانوارها وبچه هاي آن ها تاثير مي گذارد وحتي ممكن است دامنه آن به نسل هائي بعدي هم كشيده شود.
اقتصاد خانواده متعلق به خانواده هاي ثروتمند نيست،مهم ترين نقش آن اتفاقا در خانواده هائي ظاهر مي شود كه به قول معروف دخل شان با خرج شان نمي خواند.بنابراين همه اعضاء خانواده در مديريت آن سهمي دارند ومي توانند نقشي بر عهده داشته باشند.
توجه داشته باشيم كه در اكثر خانواده هاي ايراني هنوز كسب درآمد در حيطه مسئوليت رئيس خانواده است.يعني يك نفر كسب درآمد مي كند تا چرخ اقتصاد خانواده بچرخد.اگر چه در بسياري از خانواده هاي جديد اين الگو به هم ريخته وزن وشوهر در كنار هم به تامين درآمد مي پردازند ولي در اصل قضيه اتفاقي نمي افتد چرا كه در هر حالت مرد خانواده مسئول دخل وخرج خانواده است وهمسرش اگر درآمدي داشته باشد نقطه اتكائي به حساب مي آيد كه در صورت لزوم به مدد گرفته مي شود.
توجه داشته باشيم در خانواد هائي كه بيش از يك نفر به كسب درآمد مشغول هستند،بخش مهمي از درآمد خانواده صرف هزينه هائي مي شود كه در غيبت هر دو عضو اصلي خانواده به بار مي آيد.براي جبران عدم حضور خانم ها در خانه؛ لابد كودك را بايد به مهد كودك يا موسسه اي سپرد. اين ماموريت را مي توان به مادربزرگ ها وپدربزرگ ها سپرد وهزينه اي هم نپرداخت.
اما در بررسي اقتصادي بايد كار پدربزرگ ها و مادربزرگ ها هم به عدد و رقم تبديل شود تا بزرگي يا كوچكي مساله به دست آيد. يادمان نرود كه هر راه حلي در اين زمينه پيدا كنيم در اين نتيجه كه از سهم مان در تربيت كودكانمان كاسته ايم، تفاوتي ايجاد نخواهد كرد.
با اين مقدمات به سادگي مي توان فهميد كه معاش خانواده فقط به كسي كه درآمد خانواده را تامين مي كند وابسته نيست، بلكه هر يك از اعضاي خانواده نقش و سهمي در آن دارند. هر يك از اعضاي خانواده در نهايت صورت حسابي جلوي ديگران مي گذارند كه بايد از منبعي پرداخت شود و پرداخت هر صورتحساب به منزله آن است كه ديگران بايد تقاضاي كمتري مطرح كنند تا دخل خانواده به خرجش بخواند. بنابراين اگر همه اعضا خانواده قبول كنند كه معاش در گروي همكاري و همفكري همه آنهاست طبعا صورتحساب خود را در سطحي قرار مي دهند كه بطور منطقي بايد نصيب آنها بشود.
افزودن بر درآمد خانواده براي بهبود معاش كافي نيست!
درآمد خانوارها هيچ وقت با هم برابر نيست. حتي براي كارهاي مشابه و يكنواخت در جاهاي مختلف ممكن است دستمزد متفاوتي بپردازند، به طور مثال حقوق يك كارمند براي كاري واحد از وزارت خانه اي به وزارت خانه ديگر فرق مي كند. به خصوص در بنگاههاي خصوصي تعيين دستمزد مانند دولت بر اساس نظام يكنواخت و از پيش طراحي شده اي انجام نمي گيرد و شايد تفاوت حقوق ها بسيار فراتر از قدرت تصور ما هم برود. بنابراين در بحث پيرامون علم اقتصاد خانواده يا هنر مديريت معاش، توجه اصلي به همان درآمدي است كه خانواده كسب مي كند و نه مقايسه درآمدها با يكديگر. روشن است كه اگر درآمد خانواده خيلي زياد باشد، مشكل گرفتاري معاش پديد نخواهد آمد كه لازم باشد برايش نسخه اي بنويسيم. هر كس هر قدر كه دلش مي خواهد خرج مي كند و هيچ كس هم نگران كم آمدن منابع خانواده نيست. البته اين حرف ها بدان معنا نيست كه در خانواده هاي با درآمد بالاتر هيچ حساب و كتابي بر هزينه هاي خانواده اعمال نمي شود. بالاخره چون كسب درآمد حساب و كتابي دارد، لابد در هزينه كردن آن هم بايد معياري در كار باشد.
در اين ميان، چيزي كه روشن است اينكه هر خانواده اي بايد بايد با درآمدي كه هر ماه كسب مي كند بسازد. يعني كاري كه همه مردم انجام مي دهند. بنابراين كم و زياد ندارد. خانواده ها معمولا محل ديگري براي كسب درآمد ندارند كه مانند دولت يك متمم بودجه بياورند و قال هزينه هاي اضافي را بكنند! پس هر خانواده بايد برنامه هاي خود را در چارچوب درآمدي تنظيم بكند كه كسب مي كند.يعني پايش را از گليم خودش فراتر نگذارد. اگر همسايه بيشتر خرج مي كند و دست و دلبازتراست لابد درآمدش هم بيشتر است. درآمد بيشتر داشتن كه جرم نيست. مگر شما علاقه نداريد درآمد بيشتري داشته باشيد؟ با اين توضيحات، به نظر مي رسدراه حل مشكل خيلي ساده است. اگر درآمد شما با هزينه هايتان نمي خواند فقط دو راه ساده در برابرتان است تا مشكل تان حل شود. يا درآمدتان را بيشتر كنيد يا هزينه هايتان را كمتر!
درآمد خانواده معمولا رقم ثابتي است و به ميل اعضاي خانواده كم و زياد نمي شود. هر خدمت و تخصصي قابل فروش در همه جا نيست و تبديل كردن زمان و توانايي به پول چندان ساده نيست. بنابراين جواب بالا را مي توان از زبان هر كسي شنيد. يعني رسيدن به نقطه ناممكن! اما آن نكته ناممكن آن قدرها هم ناممكن نيست. چرا كه اكثريت قريب به اتفاق خانواده ها ممكن بود آن را تجربه كرده اند. اكنون درصد خانواده هايي كه بيش از يك عضو خانواده در كسب درآمد مشاركت مي كند نسبت به ده بيست سال پيش، به مراتب بيشتر شده است. يعني توانسته اند با مشغله اضافي امورات خودشان را بگذرانند. مي بينيد كه امروزه در بسياري از خانواده ها يا بيش از يك نفر به كسب درآمد مشغول است و يا همان يك نفر كار دومي را هم انتخاب كرده و كسري بودجه خانواده را از راه ديگري جبران مي كند. كمتر بازنشسته اي را مي توانيد پيدا بكنيد كه بيكار نشسته باشد، بنابراين در كنار مستمري خود منبع درآمد ديگري بوجود آورده است كه اموراتش بگذرد و دچار تنگدستي نشود.
بقيه خانواده ها لابد كار دوم را كرده اند، يعني به جاي افزودن بر درآمدها، از هزينه هاي خودشان كاسته اند. حتي شايد به بهاي از دست دادن بخشي از امكانات رفاهي خودشان. به زبان ساده تر آنها از توقعات شان كاسته اند و انتظارات شان را به قدرت خريدي محدود كرده اند. كه با درآمد ثابت شان همخواني دارد. كار دوم احتمالا آسان تر است و اوقات زندگي آدم را هم نمي گيرد.
منظور حذف كردن همان خرج هايي است كه خانواده ها به آن "برج" مي گويند. اگر فهرستي از هزينه هايتان تهيه كنيد، به سادگي آن خرج هاي اضافي را پيدا خواهيد كرد و كافي است كه ديگر تصميم بگيريد در تراز مالي تان تكرار نشود. فراموش نكنيد كه در 365 روز سال چنين صرفه جويي هايي موجب جمع شدن منابع چشم گيري براي مصارف ديگر مي شود. اگر امروز احتياج نداشتيد براي بعد پس انداز كنيد. لازم نيست كه همه درآمد خانوارها در طول همان ماه هزينه شود. در ماههاي مختلف سال ممكن است روزهايي برسد كه هزينه شما از درآمدتان بالاتر برود، آن وقت اين پس اندازها به داد شما خواهد رسيد.
مديريت اقتصاد خانواده به اطلاعات درست وابسته است. يعني درست همانطور كه براي تنظيم بودجه مملكتي همه اطلاعات درآمدي وهزينه اي از گوشه و كنار جمع آوري مي شود.
آن وقت بر حسب اولويت هاي مختلف درآمدها ميان هزينه كنندگان تقسيم مي شود و البته در موارد متعدد پيشنهاددهندگان هزينه همان بودجه اي را كه طلب كرده اند دريافت نمي كنند. به زبان ساده تر، دست دولت هم آنچنان باز نيست كه به هر تقاضايي جواب مثبت بدهد. برخي از كارها در سطح كوچك تر و كم هزينه تري اجرايي مي شود.دولت با كم كردن تعداد پروژه يا طولاني تر كردن مدت اجراي آنها هزينه هايش را متعادل مي كند. هدف اين است كه هزينه ها از درآمد جلو نزند.
در خانواده هم خواه ناخواه همين اتفاق بايد بيفتد.
براي رسيدن به يك راه حل مناسب بايد در دو مورد اطمينان كافي بدست آوريد.
1) اين كه همه درآمدهايتان را به حساب آورده ايد!
2) اين كه اطمينان حاصل كنيد كه به درستي هزينه مي كنيد!
براي درك هر دو موضوع حتما لازم است كه حساب و كتابي بر درآمدها و هزينه هايتان مستولي بشود. در خارج معمولا هر كسي به طور خودكار همه هزينه هايش را جايي ثبت مي كند. در آنجا خريد با كارت اعتباري و بانكي انجام مي پذيرد و بنابراين هر شخص در آخر ماه صورت حسابي از بانكش دريافت مي كند كه جزئي ترين هزينه هاي او را ثبت كرده است.
در ايران حتي در بسياري از بنگاه هاي كوچك هم درآمدها و هم هزينه هاي روزمره در جايي ثبت نمي شود. بنابراين شخص نمي تواند ارزيابي درستي از وضعيت اقتصادي خودش داشته باشد. اگر خانواده ها دفتري براي ثبت هزينه هاي خودشان تهيه كنند، خيلي زود خواهند فهميد كه در هزينه كردن بخشهايي از درآمدشان به اندازه كافي دقت نكرده اند. با اين كار متوجه مي شويد كه آيا حقيقتا درآمدتان براي معيشت شما كافي نيست يا اين كه با دست و دلبازي بخشي از درآمدهاي خودتان را از دست مي دهيد بدون آن كه در زندگي شما بهبودي حاصل شده باشد.
پاسخ اين پرسش ها راهبرد هر كس را درباره اقتصاد او در زندگي روشن مي كند.. پرسش بسيار ساده اي است اما پاسخ آن به همان سادگي بيان شدني نيست. اين كه هر كس در يك جايي كار مي كند يك روي قضيه است. اين كه در برابر خدمتش چقدر دستمزد مي گيرد، سوي ديگر قضيه. اما مهم اينجاست كه در برابر چه مقدار كار چه مقدار درآمد نصيب شخص مي شود. هيچ وقت فكر كرده ايد كه يك ساعت كار شما حقيقتا چه مقدار مي ارزد؟
اين ارزش گذاري بسيار اهميت دارد. اگر مردم مي دانستند كه هر ساعت از زندگيشان به چه مقدار پول قابل تبديل است قطعا جور ديگري از لحظاتشان استفاده مي كردند. تعجب نكنيد كه بسياري از اشخاص در پاسخ به اين سوال كه حقيقتا چقدر در روز سرگرم كاري مفيد هستند ارقام بسيار كوچكي را تكرار مي كنند البته با اين بهانه كه هزار گرفتاري هست كه فرصت كار كردن به آدم نمي دهد. خوب اگر شما فقط يك يا دو ساعت از 8 ساعتي كه در جايي كار مي كنيد به نظرتان مفيد مي آيد درآمد خودتان را مربوط به همان دو ساعت بدانيد.
لازم نيست كه درآمدتان را به عدد 8 تقسيم كنيد تا هزينه تمام شده يك ساعت از عمر شما بدست آيد! اين بدان معناست كه شما در برابر هر ساعت كارتان درآمدي داشته باشيد .
همه مي گوييم كه وقت طلاست. اما آن را به سادگي، بدون سرگرم بودن به كار مفيد، بدون تبديل كردن آن به ارزش افزوده، بدون دريافت ديناري پول، از دست مي دهيم. اگر اين تلقي ما از طلا بودن وقت واقعي بود آن وقت چه اتفاقي مي افتاد؟ متوجه مي شديم كه بخش عمده عمر خودمان را تلف مي كنيم. آن وقت مي فهميديم كه در گذشته چه روزها و اوقات مهمي را از دست داده ايم و نتوانسته ايم از فرصت هاي مختلف در جهت بهتر كردن زندگي مان بهره بگيريم.
بنابراين برداشت هاي آزاردهنده اي از اين قبيل كه كارفرمايتان به اندازه كافي حقوق نمي پردازند يا كارفرما بايد تمام هزينه هاي زندگي شما را تامين كند به خودي خود از ميان مي رود و هر كس متوجه مي شود كه كارفرما هم، عاشق چشم و ابروي ما نيست و حقوق ما را در برابر كاري مي پردازد كه انجام مي دهيم. وقتي كار ما مفيد نيست و ارزش افزوده مناسب را نصيب شركت يا بنگاه اقتصادي نمي كند، كارفرما بايد از كدام منبع پول بيشتري به كارگرانش بپردازد؟
بنابراين براي افزودن به درآمد و راضي كردن كارفرما به بالاترين پايه حقوق ها بايد كار بهتر و بيشتري انجام گيرد. راه هاي رسيدن به اين هدف هم بسيار روشن است. كار بيشتر، دقت بيشتر، كسب مهارت بيشتر، ارتقاي دانش فني و قابليت ها و در يك كلام بالا بردن ارزش هر ساعت كار! هيچ كارفرمايي كارمند خوب را به دليل تقاضاي دستمزد بيشتر از دست نمي دهد.
يادتان باشد كه در بنگاه هاي خصوصي اصولا هيچ سقفي براي حقوق ها وجود ندارد. در موسسه اي كه كار مي كنيد ممكن است مشاوران و همكاراني باشند كه فقط يك ساعت در روز يا هفته در همان موسسه كار مي كنند و بيش از شما حقوق مي گيرند! علتش هم در اغلب موارد اين برداشت شما نيست كه كارفرما نسبت به آن كارمند الفتي دارد يا دوستي و آشنايي با او دارد، بلكه ارزش كاري است كه آن شخص انجام مي دهد.
مسعود مهاجرمجله صنعت حمل ونقل*
اصل مقاله مربوط به مسعود مهاجراست که در مجله صنعت حمل ونقل نوشته شده است و لی نویسنده وبلاگ با تغییراتی آن را در اینجا آورده است