وقتي سرگذشت ثروتمندان كنوني را مطالعه و كمي تحقيق را چاشني كار خود ميكنيم، به نتايجي ميرسيم كه در اوج سادگي عجيب هستند.
در اينكه همه ثروتمندان، بلااستثنا يك كارمند ساده بودند و ماهيانه 200 هزار تومان حقوق ميگرفتند، شك نكنيد كه ما هم اول شك كردهبوديم كارمندان ساده فوق از اين ماهي 200 هزار تومان در ماه، يك ميليارد پسانداز ميكردند و باقي را به زخم زندگي ميزدند و خلاصه به هر سختي كه بود، زندگي ميگذشت.
اينكه چطور ميشود از 200 هزار تومان، يك ميليارد پسانداز كرد به ما هيچ ربطي ندارد، چون مسائل شخصي محسوب ميشود و وارد شدن به حريم شخصي كارمندان ساده، معمولاً جرم به شمار ميآيد! اصلاً فكر كنيد پولشان بركت داشته، فكر كنيد پولشان را درست خرج ميكردند، فكر كنيد كمتر ميخوردند و خرج اضافي نداشتند، به ما چه كه با عقل جور در نميآيد؛ شخص ديگري كارمند ساده بوده و ميلياردر شده، حسابش را ما بايد پس بدهيم؟ همين كارها را ميكنيد كه آدم برايتان تحقيق نميكند ديگر.
باور كنيد بعضيهايشان حتي نميدانستند و البته عدهاي هنوز نميدانند كه ميلياردر هستند. اين عدهاي كه ميگوييم يك روز ميروند قلكهايشان را ميشكنند، يكهو ميبينند كه اي دل غافل ثروتمند شدهاند.
حالا كاري است كه شده، طرف چه كار ميتواند بكند، ها؟ مقصر اصلي دولت است كه هي به صورت بيرويه پاداش، حق اولاد، حق همسر، حق بچه دايي احمد، حق مردم و حق روز دانشآموز و ... و خلاصه به هر بهانهاي به آدم پاداش ميدهد، آدم به خودش ميآيد، ميبيند كه بيخود و بيجهت ثروتمند شده است! در اينجور مواقع معلوم است طرف هول ميكند و ميگويد: «من كيام؟ اينجا كجاست، كي منو ثروتمند كرده؟!»
راههاي پيشگيري از ثروتمند شدن!
بهترين راهش اين است كه شما كارمند ساده نباشيد. شما كه نميدانيد چه وضعيتي است، از سادگي آدم سوء استفاده ميكنند و آدم را ثروتمند ميكنند، يك عمر خجالتش براي شما ميماند.
يكي ديگر از اين راهها، داشتن پست و مقام است. پست و مقام كه داشته باشي، يعني همين كه ساده نباشي، عمراً اگر كسي بتواند شما را ثروتمند كند. پست و مقام داشته باشي و با سيلي صورت خود را سرخ نگه داري بهتر از اين است كه يك كارمند ساده حقوق بگير باشي كه قلك داشته باشي، شك نكن كه ما هم اول شك كرده بوديم!
برگرفته از وبلاگ ساز مخالف
بیل گیتس در دانشگاه واشنگتن در جمع دانشجویان سخنرانی می کرد. در میان جمعیت، یک دختر دانشجو از پکن به بنیانگذار مایکروسافت گفت: "وقتی من کودک بودم والدینم همیشه از من می پرسیدند که وقتی بزرگ شدم می خواهم چه کار کنم. جواب من همیشه این بود: می خواهم ثروتمندترین فرد در دنیا شوم. بنابراین الان اینجا هستم و شما هم اینجا هستید... فکر می کنم که در واقع می خواهم شما باشم. آیا برای کسی که دوست دارد یکی مثل شما باشد توصیه ای دارید؟"
بیل گیتس درحالی که یک شلوار کتان آبی و پولیور پشمی خاکستری ساده پوشیده بود در پاسخ به این دختر جوان گفت: "رویای من این نبود که به یک فوق ثروتمند تبدیل شوم و حتی بعد از اینکه ما مایکروسافت را تاسیس کردیم و بچه هایی را می دیدیم که اینتل را راه انداختند و میلیاردر بودند من می گفتم: واووووو! ثروتمند شدن باید عجیب باشد و خُوب، این کاملاً عجیب بود. ثروت بالاتر از یک حد مشخص، در کل یک مسئولیت است که در پایان آن را یا برای بچه هایتان می گذارید که ممکن است برای آنها خوب نباشد یا سعی می کنید که برای بخشیدن آن هوشمندانه عمل کنید."
بنیانگذار مایکروسافت ادامه داد: "من می توانم نیاز به داشتن میلیونها دلار را درک کنم، چون مطمئناً با آن آزادی قابل توجهی به دست می آید. اما من به شما می گویم یک مرتبه به نقطه ای می رسید که پول دیگر اهمیتی ندارد."
نتیجه گیری:
تلاش برای رسیدن به حد استقلال مالی یک ضرورت است( من می توانم نیاز به داشتن میلیونها دلار را درک کنم، چون مطمئناً با آن آزادی قابل توجهی به دست می آید)اما تبدیل شدن به ابر ثروتمند(نظیرگیتس،بافت...) یک انتخاب است که فرد باید با توجه به مسئولیتها ومشکلاتش آن مسیر را برگزیند(اما من به شما می گویم یک مرتبه به نقطه ای می رسید که پول دیگر اهمیتی ندارد)
بیمه عمر و سرمایه گذاری وسیله ای مناسب جهت كسب " آرامش خیال امروز" و "رفاه زمان بازنشستگی" و نیز " تامین پشتوانه مالی بازماندگان" در غیبت سرپرست خانواده است.
بیمه ها در صورت داشتن کارکرد صحیح وکارا می توانند کمک شایانی به خانواده ها در ایجاد درآمد وامنیت اقتصادی داشته باشند .بیمه عمر وسرمایه گذاری از جمله موارد خوب سرمایه گذاری بلندمدت هست که به خانواده ها توصیه می شود اقدام به این کار نمایند.
البته ممکن است تامین هزینه این بیمه برای برخی خانواده ها سخت باشد که توصیه می شود اولا مبالغ پایین هزینه ها را انتخاب کنند وباز اگر امکان پذیر نبود حداقل وحتما برای بچه ها این بیمه نامه را تهیه کنند که هم هزینه مالی بسیار پایینی دارد وهم یک ابزار خوب برای تامین آتیه ومنابع مورد نیاز آنها در شروع زندگی خواهد بود.
| راهکارهای افزایش درآمد ومدیریت هزینه های خانواده | ۱۳۹۰/۸/۱۹ | ۸-۱۳ |
| " | ۱۳۹۰/۹/۳ | ۸-۱۳ |
| " | ۱۳۹۰/۹/۱۰ | ۸-۱۳ |
| " | ۱۳۹۰/۹/۲۴ | ۸-۱۳ |
|
عنوان |
تاريخ برگزاري |
ساعت |
|
همايش مباني روانشناسي موفقيت |
۱۳۹۰/۷/۲۶ |
۱۰-۱۲ |
|
كارگاه آشنائي با مدل درآمد وهزينه خانواده |
۱۳۹۰/۸/۱۰ |
۱۰-۱۲ |
|
كارگاه آشنائي با روشهاي ايجاد پس انداز وسرمايه گذاري |
۱۳۹۰/۸/۱ |
۱۰-۱۲ |
|
كارگاه تدوين برنامه مالي واقتصادي خانواده |
۱۳۹۰/۹/۲۲ |
۱۰-۱۲ |
خدايا من فقط بر حسب تخيل هائي كه در دلم خطور مي كند رزق خويش را مي جويم ودر جستجوي آن در شهرها وآباديها مي گردم.
پس من در طلب آنچه هستم مانند شخص سرگردانم كه نمي دانم روزي من در صحراست،دركوه است،درزمين است يا آسمان،در خشكي است يا دريا.
به دست كيست واز ناحيه كيست ومن قطعا مي دانم كه علم آن نزد توست ووسيله هاي دستيابي اش نزد توست وتوئي كه به لطف خود روزي را قسمت مي كني وبه رحمت خويش وسيله آن را فراهم مي سازي.
پروردگارا،روزيت را برايم فراوان وراه به دست آوردنش را آسان ومحل دريافتش را نزديك كن ومرا در جستجوي راهي كه رزقم را در آن مقدرنكرده اي بزحمت مينداز زيرا كه تو از شكنجه دادن به من بي نيازي ومن به رحمت تو نياز مندم.
پس درود بفرست بر محمد وآلش وبخشش كن بر بنده خود به فضل خويش زيرا كه تو داراي فضل بزرگي هستي.
"يكي از مهمترين گامهاي رسيدن به اهداف خواستن با روش مناسب است اين مطلب كه برگرفته شده از دعاي تعقيب نماز عشاء است يك خواسته بسيار موثر است در اين خواسته ها ايمان فعال واميد وانتظار موج مي زند پيشنهاد مي كنم روزانه دوبار شامگاهان وصبحگاهان اين متن تكرار شود قطعا در دستيابي به اهداف موثر خواهدبود.
بسیاری از والدین فکر میکنند که وظیفه تربیتی آنان صرفا در زمانهایی است که آنان با فرزندانشان به بحث و گفتگو مینشینند یا بازیها و مناسباتشان را با اطرافیان جهتدار مینمایند. اما فرزندان نه تنها باید افرادی شرافتمند باشند بلکه لازم است مدیرانی خوب و شرافتمند نیز باشند. به همین دلیل توجه به اقتصاد در خانواده زمینه بسیار مناسبی برای پرورش خصوصیات مهم اخلاقی در مدیران آینده جامعه است.
با رهبری صحیح و بجا در اقتصاد خانواده، خصوصیات جمعگرایی، صداقت، دلسوزی، صرفهجویی، مسئولیتپذیری، استعداد سمتگیری و دیگر خصوصیات مثبت رشد و پرورش مییابد.
هر گاه بچهها از محل عایدی خانواده خود اطلاعی نداشته باشند و عادت کنند صرفا نیازمندیهای خود را مرتفع سازند و به نیازمندیهای سایر اعضای خانواده بیاعتنا باشند، صرفا مصرفکنندگان حریصی خواهند بود که بعدها میتوانند هم برای خود و هم برای جامعه زیانهای جبرانناپذیری به بار بیاورند. از طرف دیگر، اگر پدر و مادرها فقط در این اندیشه باشند که فرزندشان خوب بخورد، خوب بپوشد و در یک کلام همه چیز داشته باشد، در عین حال خود را از ضروریترین چیزها محروم سازند، ناآگاهانه توقعات فرزندان را بالا بردهاند. آنان از نیازهای والدینشان بیاطلاع مانده و تنها راه ارضای امیال خود را خواهند شناخت. این شیوه تربیتی بسیار نادرست و زیانآور بوده و پدر و مادر قبل از هر فرد دیگری از این تربیت ناصحیح در رنج و عذاب خواهند بود.
به همین دلیل:
1ـ بچهها باید از محل کار والدین، حرفه آنان و دشواریهای شغلشان آگاهی داشته باشند.
2ـ بهتر است والدین فرزندان خود را با برخی از همکارانشان آشنا کنند.
3ـ اگر مادر، خانهدار است بچهها باید اهمیت وظایف، کار و زحمات خانهداری را بدانند و به آن احترام بگذارند. بچهها باید بدانند که کارهای خانه به زحمت و تلاش فراوان نیاز دارد.
4ـ بچهها باید احتیاجات عمومی و مشترک خانواده مانند فرش، رادیو، تلویزیون، کتاب و ... را تشخیص داده و یاد بگیرند از بعضی نیازهای خود جهت رفع نیازهای دیگر اعضای خانواده صرف نظر نمایند.
5ـ بهتر است بچهها با بودجه خانواده آشنا باشند و از مقدار حقوق و یا دستمزد والدین خود آگاهی یابند.
6ـ نباید به بچهها اجازه داد که اگر وضع مالی خانواده رضایتبخش است او به خود ببالد و به اصطلاح لاف ثروتشان را بزند. در چنین خانوادههایی که از رفاه نسبی بیشتر و بهتری برخوردارند، بهتر است پولها صرف نیازهای عمومی خانواده بشود. به عنوان مثال خرید کتاب بهتر از خریدن لباس اضافی است.
7ـ اگر خانوادهای به دلایل مختلف نیازهای خود را به زحمت برآورده میکنند، بچهها باید بدانند که انسانها در تلاش و کوشش بیشتر برای معاش حلال و بهبود زندگی، بیشتر احساس غرور میکنند تا در پول اضافی و ثروتی که بدون دردسر به دست آمده است. در چنین خانوادههایی باید بردباری، تلاش در راه آیندهای بهتر، گذشت و مساعدت را تبلیغ و پرورش داد. والدین هرگز نباید در مقابل بچهها از وضع زندگی خود بنالند و یا شکایت کنند. بر عکس آنها باید خود را خوشبخت نشان بدهند و برای بهبود معیشت خانواده تلاش و روزهای بهتری را برای خود و خانواده آرزو نمایند.
8ـ وسایلی که مورد نیاز زندگی خانواده هستند به تدریج فرسوده و کهنه میشوند که باید وسایل جدید و نو جانشین آنها شوند. از طرف دیگر وسایل جدید را باید خرید. بنابراین لازم است از درآمد خانواده مبلغی پسانداز شود. همچنین لازم است بچهها بیاموزند که از وسایل زندگی به طور عاقلانهای استفاده نمایند و نسبت به وسایل مشترک و عمومی خانواده دلسوزی لازم را از خود نشان بدهند.
9ـ ملاحظهکاری را باید در بچهها تقویت نمود. ملاحظهکاری جنبه خاص دلسوزی است. دلسوزی بیشتر در افکار و تصورات انسانها تجلی مییابد اما ملاحظهکاری در عادات ظاهر میشود. بچهها باید قادر باشند و یاد بگیرند بدون اینکه لوازم و وسایل خانه را کثیف کنند یا بشکنند، از آنها استفاده نمایند.
10ـ حس مسئولیتپذیری در بچهها را باید بالا برده و تقویت نمود. حس مسئولیتپذیری یعنی اینکه هر گاه چیزی در اثر قصور یا اشتباهی خراب یا از بین رفت، انسان بیآنکه مجازات شود، احساس خجالت و شرمساری نماید. بنابراین نباید بچهها را برای خراب کردن یا از بین بردن سهوی وسایل خود و خانواده، مجازات یا تهدید نمود. بچهها باید از بیاحتیاطیشان، خودشان قلبا احساس تأسف کنند. این مهم نیز با صحبت کردن و توضیح دادن به بچهها میسر خواهد شد.
منبع:
گفتارهایی در باره تربیت فرزندان، نوشته: آنتوان ماکارنکو، ترجمه: ابوتراب باقرزاده.
عمر کارآفرينی در تمام کسب و کارها در کليه مقياسها خودش رانشان می دهد، از يک کسب و کار در حال آغاز در يک گاراژ کوچک گرفته تا يک شرکت کارآفرينی که عضو ۵۰۰ شرکت برتر جهان است.
اين چرخه با يک کارآفرين آغاز میشود که يک فرصت را کشف میکند، سازمانی را جهت پيگيری اين فرصت ايجاد میکند، منابع مورد نياز را جمع آوری میکند، يک طرح عملی را پياده میسازد، ريسکها و نتايج مثبت کار را محاسبه می کند و تمام اينکارها را در يک بازه زمانی معين انجام میدهد. در اين مقاله، ۷ مرحله ای که در يک چرخه عمرکارآفرينی وجود دارد ارائه شده است:
کارآفرينان در روابط بين مديريت مالی و تدوين استراتژی کسب و کار نقش فعالی دارند. اين مسئله اختلاف عمده بين مديريت کارآفرينانه با مديريت در ساير کسب و کارها می باشد. تقريباً در تمامی موارد، شخصی که تصميم میگيرد، با يک ريسک فردی مواجه است. برترين اتفاقی که برای يک فرد کارمند در اين حالت پيش می آيد از دست دادن کارش خواهد بود اما برای کارآفرينان از دست دادن خانه، اعتبار فردی، زندگی و همچنين تخريب روابط خانوادگی می باشد.پيتر دراکر خاطر نشان می کند که برای شرکتهای بزرگ موجود، در عبارت «مديريت کارآفرينانه» تأکيد بر روی کلمه کارآفرينانه است. در هر کسب و کار جديد دارای ريسک، کلمه مورد تأکيد «مديريت» است. بنا بر اين هدف ما در اين مقاله تأکيد برواژه «مديريت» بعنوان يک اصل برای کارآفرينان است. ما مديريت کارآفرينانه را بمعنای کسب دانش کارآفرينانه و بکار بردن آن در جهت افزايش تأثير گذاری يک کسب و کار کوچک و يا متوسط و يا يک ايده دارای ريسک تعبير میکنيم.
قلب مديريت کارآفرينانه برخورد دائم با موضوعات مديريتی زير است:
چرخه کارآفرينی
اين موضوعات مهم مديريتی در چرخه کارآفرينی اهميت زيادی ندارند.
چرخه کارآفرينی در تمام کسب و کارها در کليه مقياسها خودش را نشان میدهد، از يک کسب و کار در حال آغاز در يک گاراژ کوچک گرفته تا فعاليتهای کارآفرينی سازمانی در ۵۰۰ شرکت برتردنيا. اين چرخه با يک کارآفرين آغاز میشود که فرصتی را کشف میکند، سازمانی را جهت پيگيری اين فرصت ايجاد میکند، منابع مورد نياز را جمع آوری میکند، طرحی عملی را پياده میسازد، ريسکها و نتايج مثبت کار را محاسبه میکند و تمام اين فعاليت ها را در يک بازده زمانی معين انجام میدهد.
بعضی اوقات گفته می شود که کارآفرينی مانند رانندگی سريع، بر روی يک جاده يخ زده است. ماترجيح میدهيم که کارآفرينی را کم خطر تر و روشمند تر بيان کنيم.
کارآفرينی يک فرآيند حل مسئله مداوم است، درست مانند چيدن يک پازل بزرگ. در
گذاشتن قطعه اول پازل ماگيج میشويم، راه را نمیدانيم و مسير به خوبی قابل تشخيص نيست.
تمام فعاليتهای کارآفرينانه از يک فرآيند پيروی نمیکنند اما تحقيقات ما نشان میدهد که مراحلی که ماذيلاً ارائه میکنيم، تقريباً در اکثر کسب و کارهای روبه رشد به چشم میخورد. اندازه، سود دهی، تعهد، پيچيدگی، مقياس، ساختار سازمانی، کاهش ريسک،افزودن ارزش و درگيری کمتر مؤسس در هر مرحله وجود دارد.
ما بر اين باوريم که با دانستن و درک اين مراحل کارآفرينان ، مديران کسب و کار، سرمايهگذاران و مشاوران قادر خواهند بود که تصميمات آگاهانه تر بگيرند و اغلب آنها خودشان را برای چالشهای پيش رو آماده میسازند.
۷ مرحله چرخه عمر کارآفرينی به شرح زير است:
مرحله ۱– تشخيص فرصت
دوره شکل گيری تحت عنوان« قبل از آغاز» مورد تحليل واقع میشود. اين مرحله اغلب زمان قابل توجهی نياز دارد که از يک ماه تا ۱۰ سال متغير است.
در اين مرحله تحقيق و درک ابعاد فرصت و مفهوم آن و تعيين اينکه آيا اين فرصت مناسب است يا خير از اهميت زيادی برخوردار است. اشخاصی که قصد ايجاد يک کسب و کار را دارند بايد از درون به کنکاش خود بپردازند تا بدانند که آيا حقيقتاً آمادگی کارآفرينی را دارند؟ اکثريت غالب مردم از جمله مخترعين معمولاً از اين مرحله عقب نشينی نمیکنند و امکان کارآفرينی را بررسی میکنند.
مرحله ۲- تمرکز بر روی فرصت مورد نظر
اين مرحله برای کارآفرينان اهميت زيادی دارد . اين مرحله، مرحله شک و ترديد است که آنها ايدههای مختلفی را در ذهن دارند و نمیدانند کداميک را برگزينند.
يکی از سرمايه گزاران خطر پذير Evgene Kleine میگويد: «تمرکز بر روی يک فرصت بسيار مهم است. ممکن است بعدها اين امکان وجود داشته باشد که شاخههای ديگری از کسب و کار را نيز ايجاد نمود اما فاز اول در يک شرکت بايد دقيقاً بر روی يک فعاليت خاص متمرکز شود» بهتر است اهداف کسب و کار خود را دقيقاً تعيين نمائيد زيرا ممکن است اشخاص مختلف بر روی يک فرصت واحد سرمايه گذاری کنند ولی به نتايج کاملاً متناقضی برسند.
مرحله ۳- تعهد
اغلب کارآفرينان، تشکيل کسب و کار و ترک شغل روزانه خود را تعهد به کسب و کار جديد میدانند. ولی اين مرحله، در حقيقت بايد با تهيه طرح تجاری آغاز گردد. تفاوت بسياری ميان تشريح يک فرصت و تحقيق و نوشتن يک طرح تجاری(طرح کسب و کار) وجود دارد. نوشتن يک طرح موثر تجاری نيازمند سطح جديدی از درک و معلومات و همچنين تعهد بسيار میباشد. اين فرآيند بين ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساعت زمان میبرد بنا بر اين اگر بعد از ظهرها و تعطيلات آخر هفته را نيز کار کنيد اين مرحله میتواند به سه تا ۱۲ ماه تقليل يابد. اشتباهی که معمولاً کارآفرينان مرتکب میشوند آن است که طرح تجاری را ناديده میگيرند. و سپس ساير منابع را جمع آوری می نمايند، ايده مورد نظر را آغاز میکنند و سپس پيگيری نموده و تلاش میکنند نقطه تمرکز فعاليت مورد نظر برای تبديل ايده به يک کسب و کار تجاری را دقيقاً تعيين نمايند.
مرحله ۴ – ورود به بازار
سود دهی و موفقيت، تعيين کننده اين مرحله هستند: فرض کنيد کارآفرين کسب و کار کوچکی را با سازمانی ساده ايجاد نموده است، منابع مورد نياز خود را با توجه به طرح تجاریاش تخصيص داده است و اولين فروش محصولاتش نيز انجام شده است. چيزی که موفقيت کسب و کار را در همان مراحل اوليه تعيين میکند اين است: اگر مدل کسب و کار سود ده باشد، اهداف معقولی در نظر گرفته شده باشند و کسب و کار در راه کسب سلامت اقتصادی پيش برود، کارآفرين میتواند در اين مرحله به رشد کسب و کار خود و يا کوچک ماندن اين کسب و کار به حدی که با سرمايه شخصی قابل تأمين باشد، فکر کند.
مرحله ۵- راه اندازی کامل و رشد
در اين مرحله، کارآفرين بايد يک راهکار خاص با بيشترين ميزان رشد را انتخاب نمايد. معمولاً کارآفرين در اين مرحله و بهنگام بررسی راههای ممکن، ترجيح میدهد که کسب و کار مورد نظرش کوچک بماند و هيچگاه از اين مرحله نمیگذرد و يا احتمالاً تنها مالک کسب و کار باقی میماند. و يا ممکن است اين ايده جديد در حد يک کسب و کار و فعاليت ساده بماند، که البته تمام ايدههای جديد نمیتوانند و يا اين ظرفيت را ندارند که تبديل به شرکتهای بزرگ شوند. دلايل عدم رشد سريع ممکن است اين باشد که فضای کافی در بازار برای رشد وجود نداشته باشد و يا محصولات و سيستم های مديريت مورد نظر مقياس خاصی نداشته باشند و يا اينکه اين رشد سريع برای مديريت چالش بزرگی ايجاد کند که نتواند از عهده آن برآيد.
مرحله ۶ – بلوغ و توسعه
اکنون کسب و کار شما تبديل به رهبر بازار گرديده است. در اين حالت رشد يک کسب و کار، در حقيقت گسترش طبيعی يک ايده خوب از طريق روشهای حرفهای مديريتی خواهد بود. اين گروه حرفهای مديريتی، استراتژی رشد اين ايده را از طريق توسعه در سطح جهانی،اخذ تسهيلات و يا ادغام شدن با ساير شرکتها پياده سازی میکند که از اين طريق نقدينگی افزايش و کمبودها رفع میشود.
مرحله ۷ – ارزش
مرحله آخر مرحله بهره برداری از نتيجه کار است. در اين مرحله ارزش ايجاد شده در طی مراحل قبلی از طريق ارزيابی خروجی کار مورد بهره برداری قرار میگيرد.
متأسفانه اغلب ادبيات کارآفرينی بر مراحل قبلی تأکيد دارد و توجه کمی به خروجی کار معطوف شده است. ما از روی تجربه میدانيم که خروج موفق از يک کسب وکار عامل مهمی در چرخه عمر کارآفرينی است، چه برای کارآفرين وچه برای فردی که سرمايه گذاری نموده است.
مهمترين چالشی که يک کسب و کار جديد با آن مواجه است اين است که کارها در جای خود انجام شوند. دانستن اينکه چه کار بايد کرد و در چه مرحله ای، بسيار مهم است. به ويژه اينکه کارآفرين معمولاً زمان و منابع محدودی دارد.
آقای کريگ. دبليو جانسون، رئيس گروه Venture Law ، در جايی گفته است که ايجاد يک شرکت بيشتر شبيه به موشک هوا کردن است. اگر به هنگام پرتاب موشک شما فقط به اندازه کمتر از يک درجه خطا داشته باشيد ممکن است هزاران مايل از مسير منحرف شويد. درک چرخه عمر کارآفرينی به کارآفرين کمک میکند که در مسير صحيح پيش برود و موفق شود.
نویسنده: Venture Law، مترجم: مهتا وزوایی
منبع: روزنامه تفاهم
از آخرین باری که اینا نوشتم سه چهار هفته ای می گذره، از این که شما رو منتظر گذاشتم، عذر م یخواهم، بخشیش به علت مشکلات اینترنت در ایران بود و بخشی از اون هم به خاطر مشکلات کاری من.
تو این مدت سه، چهار تا پروژه علمی، پژوهشی تو دستم بود که باید جمع و جور م یکردم. اون قدر سرم شلوغ بود که نمی رسیدم حتی ایمیل چک کنم. به هرحال از تک تک شما همراهان عذر خواهی م یکنم.
خوب برگردیم به ادامه مطالب!
همیشه برام سوال این بود که من در چه کاری موفق خواهم شد و چه شغل و یا چه حرفه ای برای من مناسب است؟ این یک سوال اساسی و پایه ایی است که ممکنه تو ذهن خیلی از شما ها شکل گرفته باشه.
شاید باور نکنید و لی حدود چندماه در پی یافتن پاسخ این سوال بودم. مطالب زیادی در مورد شخصیت شناسی و تیپهای 16انه MBTI مطالعه کردم. مزالبی راجع به روانشناسی شغلها و غیره، اما میدونید بهترین پاسخی که من رو راضی کرد چی بود؟
مناسبترین شغل برای هر فرد شغلی است که میزان علاقه و مهارت فرد در آن حداکثر باشد.
فرض کنید ماتریسی دارید که از دو طیف تشکیل شده است. هر کدام از این طیفها ضلعی از این ماتریس هساتند و یک ضلع آن مهارت و یک ضلع آن علاقه است . در دو انتهای این اضلاع میزان علاقه و مهارت با شاخص کم و زیاد تقسیم شده است.
بدین ترتیب چهار بخش در این ماتریس وجود خواهد داشت
1- علاقه کم- مهارت کم
2- علاقه زیاد- مهارت کم
3- علاقه کم- مهارت زیاد
4- علاقه زیاد- مهارت زیاد
|
۴ |
۲ |
علاقه زياد |
|
۳ |
۱ |
علاقه كم |
|
مهارت زياد |
مهارت كم |
يكي از نكاتي كه كارآفرين ها بايد جداً مورد توجه قرار دهند اين است كه هر ايده تجاري ظاهراً جذاب لزوماً به كسب و كاري موفق و پايا تبديل نخواهد شد. به همين دليل لازم است قبل از اقدام براي تاسيس يك شركت با سرمايه اي كه به زحمت جمع كرده ايد پرسش هاي زير را از خود بپرسيد و دقت كنيد پاسخي واقع بينانه به آن ها بدهيد. گاه اشتياق به كار مستقل اقتصادي افراد را نسبت به ضروريات اوليه يك كسب و كار سودده غافل مي كند. در مقاله حاضر به شش پرسشي كه در همين زمينه مطرح است اشاره مي شود:
1- آيا ايده تجاري شما واقعاً يك ارزش را به مشتري ارايه مي كند؟
اين پرسش را از ابتدا تا آخرين روزي كه قصد داريد به كسب و كار مستقل ادامه دهيد بايد از خود بپرسيد. ايده هاي بزرگ تنها هنگامي به ايده هاي موفق تجاري تبديل مي شوند كه بتوانيد مشتري را به خريد كالا يا خدمت تان با قيمتي بالاتر از هزينه اي كه داشته اند متقاعد كنيد. صرفاً به اين دليل كه شما فكر مي كنيد ايده اي جذاب داريد به اين معنا نيست كه ديگران نيز چنين تصوري دارند و حاضرند محصولات و كالاهاي شما را خريداري كنند. آنچه شما عرضه مي كنيد بايد نيازي واقعي و مبرم را از مشتري ها برطرف كند. گاه مشتري حاضر به خريد هست اما تمايلي ندارد قيمتي را بپردازد كه براي تامين هزينه هاي شما كافي است. براي روشن شدن موضوع براي خودتان حتماً لازم نيست يك برنامه تجاري 100 صفحه اي تدوين كرده باشيد. بايد بتوانيد در چند جمله علت نياز مشتري ها به كالا يا خدمات را توضيح دهيد. اگر شما نتوانيد ثابت كنيد ايده اي كه داريد واقعاً ارزش آفرين است، مشتري ها هم نخواهند توانست.نكته ديگر اين كه درباره نو بودن ايده تجاري خود اغراق نكنيد.
توبي استوارت استاد مديريت كارآفريني دانشكده تجاري هاروارد معتقد است اگر شما به اين ايده دست يافته ايد اين احتمال وجود دارد كه فرد ديگري هم به آن رسيده باشد.
2- آيا بازاري به اندازه كافي بزرگ براي محصولات شما وجود دارد؟
كافي نيست كه تعداد محدودي مشتري مايل به خريد كالاي شما باشند. شما بايد تعدادي بيش از حد كافي مشتري براي محصول كسب و كار خود بيابيد. در حقيقت محصول شما بايد چنين خاصيتي داشته باشد يعني نياز مشتري به آن نه تنها تكرار شونده باشد بلكه تعداد بيش از حد كافي محصول شما را بخرند زيرا در هر كسب و كاري افت و خيزهايي پديد مي آيد. ساختار كسب سود شركت بايد طوري باشد كه بخشي از آن پس انداز شود تا در مواقع ركود مشكلي براي شما در تامين هزينه هاي شركت پديد نيايد. سرمايه گذاران حرفه اي به ويژه به اين سوال علاقه مند هستند. آن ها مايل نيستند سرمايه راه اندازي كسب و كاري را تامين كنند كه پتانسيل رشد آن محدود است. نكته بسيار مهم ديگر اين كه به عنوان يك كارآفرين هرگز روي خلق يك بازار از نقطه صفر حساب نكنيد. بهتر است در بازارهايي كه اكنون وجود دارد به توليد محصول بپردازيد شايد علت آن كه بازاري تاكنون وجود نداشته اين باشد كه نيازي به كالايي خاص نبوده است. اين جملات به معناي كم اهميت بودن نوآوري نيست. شما بايد نوآوري را در بازاري كه اكنون وجود دارد به خرج دهيد تا سهم بزرگي از بازار موجود را به تملك خود درآوريد.
3-آيا قادريد هزينه هاي توسعه كسب و كار را تامين كنيد؟
قبل از آن كه بتوانيد بر بازار سلطه پيدا كرده و سهم خود را در آن به حداكثر 25 تا 40درصدي برسانيد بايد قادر باشيد هزينه هاي توسعه كسب و كار خود را تامين كنيد. اكثر شركت ها و كسب و كارهايي كه كوچك مي مانند و در نهايت از دور خارج مي شوند در تامين سرمايه ضروري براي توسعه ناتوان بوده اند. چارلز هالووي مدير مركزمطالعات كارآفريني دانشكده تجاري دانشگاه استنفورد مي گويد: «اگر نمي توانيد سرمايه گذاران را به سرمايه گذاري در كسب و كار خود متقاعد كنيد، در سودده بودن ايده تجاري تان ترديد كنيد.» ايده هاي خوب تجاري بايد توسعه پيدا كرده و بزرگ تر شوند زيرا اگر اين طور نباشد ديگران با استفاده از آن كسب و كاري راه مي اندازند و سهم شما را از بازار كم مي كنند. بزرگ تر شدن از ضروريات حفظ سوددهي شركت است.
4-آيا با هزينه اي مناسب قادريد به بازار هدف دسترسي پيدا كنيد؟
حتي اگر كالا يا خدمتي جذاب و تامين كننده نياز واقعي مشتري ها را توليد مي كنيد، سرمايه كافي در اختيار داريد و به طور بالقوه تعداد بسيار زيادي مشتري داريد، اگر نتوانيد به شيوه اي مناسب و هزينه نسبتا پايين به اين مشترك ها دسترسي پيدا كنيد، موفق نخواهيد بود. تبليغات ابزار اصلي اين دسترسي است اما حضور در رسانه ها و تبليغ به سرمايه نقد نياز دارد. هزينه تبليغات خود را بايد طوري تعيين كنيد كه همواره در رسانه هاي اصلي حضور داشته باشيد. منظور از رسانه هاي اصلي، رسانه هايي است كه مشتري هاي بالقوه شما، آن ها را مي بينند.
5- آيا مي توانيد مزيت رقابتي خود را حفظ كنيد؟
ترديدي وجود ندارد كه ايده هاي جذاب رقبا را به سوي خود جذب مي كند. اين به آن معناست كه اگر با ايده اي خلاق و جذاب كسب و كاري را آغاز كرده ايد، نبايد انتظار داشته باشيد كه در بلندمدت و حتي ميان مدت تنها بازيگر در اين صحنه باقي بمانيد. ديگر افراد نيز با شناسايي اين ايده از آن براي حضور در بازار استفاده خواهند كرد. در اين جا راز تداوم فعاليت سودده داشتن مزيت نسبت به رقبا و حفظ اين مزيت است. اولين بودن در يك بازار سود كوتاه مدت شما را تضمين مي كند (البته اگر به چهار پرسش پيش پاسخ مثبت داده باشيد) اما باقي ماندن آن هم به شكل سودده مستلزم داشتن و حفظ مزيت رقابتي است. از خود بپرسيد مزيت شما نسبت به رقبا در اين بازار چيست؟ اگر پاسخ شما تكنولوژي است آيا مي توانيد امتياز آن را به نام خود ثبت كنيد؟ اگر كالايي خاص است، آيا مي توانيد نام تجاري آن را در انحصار خود درآوريد؟ به ياد داشته باشيد كه با از دست دادن مزيت رقابتي خود در بهترين حالت بايد به سودي اندك راضي باشيد.
6- چه ميزان مي توانيد انرژي صرف رونق كسب و كار خود كنيد؟
درست همان طور كه ممكن است سرمايه آغاز كسب و كار را دست كم گرفته باشيد اين امكان نيز وجود دارد كه دقيقا ندانيد چه ميزان بايد در راه ادامه فعاليت شركت تلاش كنيد. يك توصيه دوستانه: "كارآفريني كاري دشوار و انرژي بر است. اگر آمادگي اختصاص وقت و انرژي را به آن نداريد، دست نگه داريد."
منبع : www.forbes.com